مقدمه ای بر تئوری حسابداری
خلاصه مطالب کتاب تئوری حسابداری یک ـ دکتر رضا شباهنگ
وجه نقد ـ سرمایه و سود
سرمایه و سود دو مفهوم اساسی حسابداری محسوب می شوند ؛ که هر دو در نهایت به گردش وجوه نقد زیر بنای آن بستگی دارند.
بنابراین در تحلیل نهایی جریان های ورود و خروج وجه نقد از واحد انتفاعی ؛ اصولی ترین رویدادهایی است که اندازه گیری ها حسابداری بر آن مبتنی است .
حسابداران معمولا تمایل دارند تا
سرمایه را مترادف ارزش دفتری حقوق سهامداران عادی و
سود را مترادف سود خالصی که به سهامداران عادی تعلق می گیرد ؛ فرض کنند.
سرمایه در مفهوم وسیع آن عبارت است از :
ارزش تمامی پول هایی که در اختیار واحد انتفاعی قرار دارد .
بنا به تعریف ؛ سرمایه تمامی دیون ، سهام ممتاز و سهام عادی و سایر اوراق بهادار منتشر شده توسط واحد انتفاعی را در بر می گیرد .
سود را نیز می توان معرف مبلغی دانست که توسط سهامداران و اعتبار دهندگان تحصیل می شود
سود مبتنی بر این تعریف غالباً سود واحد انتفاعی نامیده می شود ، تا از سود خالص متعلق به سهامداران عادی متمایز گردد .
به بیان دیگر سود واحد انتفاعی سودی است که هزینه بهره و تامین مالی از آن کسر نشده باشد .
وجه نقد در ارتباط با سرمایه و سود به این دلیل حائز اهمیت است که معرف قدرت خریدی است که می توان در اقتصاد بازار به اشخاص یا موسسات دیگر انتقال داد تا به مصرف تهیه کالاها و خدمات مورد نیاز برسد.
درآمد فروش ، معمولاً بر مبنای وجوه نقد خالصی اندازه گیری می شود که انتظار می رود از فروش کالاها یا خدمات تحصیل شود.
هزینه ها نیز معمولاً بر مبنای وجوه نقد پرداخت شده و یا وجوه نقدی که انتظار پرداخت آن می رود تا برای تحصیل کالاها یا خدمات مورد استفاده واحد انتفاعی ؛ اندازه گیری می شود
اندازه گیری تئوریک دارایی ها ، بدهیها و سود تا حدود زیادی بر گردش واقعی یا مورد انتظار وجوه نقد مبتنی است .
مثلاً در اندازه گیری دارایی ها ؛ ارزش فعلی یک قلم دارایی به عنوان ارزش تنزیل شده دریافت های نقدی خالصی که می توان از به کارگیری آن تحصیل کرد ، تعریف می شود .
بدهی ها نیز بر حسب ارزش تنزیل شده وجوه نقدی که در آینده پرداخت خواهد شد و با این ترتیب
سود را نیز می توان بر اساس تغییرات وجوه نقد مورد انتظار تعریف کرد.
نطر به این که به کارگیری ارزش های تاریخی و فرآیند تخصیص حسابداری ، تا حدودی اختیاری است ؛ به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران ؛ روش های سنتی حسابداری برای گزارش فعالیت های پیچیده اقتصادی مناسب نیست .
یکی از طرق پرهیز از روش های تخصیص اختیاری ، تاکید بر گزارش جریان های ورود و خروج وجوه نقد به عنوان مکمل سایر اطلاعات مالی است ؛ که به استفاده کنندگان امکان پیش بینی های مربوط به آینده واحد انتفاعی را بدهد و اطلاعات تاریخی مربوط به گردش وجوه نقد ؛ همراه با گردش نقدی بودجه شده اطلاعات مربوطی را برای سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان فراهم می کند ، تا نسبت به ارزشیابی واحد انتقاعی و پیش بینی سود سهام راساً اقدام کنند.
هدف از ارائه اطلاعات مربوط به گردش وجوه نقد
بر اساس بیانیه شماره یک هیات استانداردهای حسابداری مالی ؛ هدف اولیه حسابداری این است که به سهامداران و سایر استفاده کنندگان امکان دهد که انتظارات خود را از گردش وجوه نقد آتی شکل دهند .
یعنی گزارش گری مالی ، باید اطلاعاتی ارائه کند که سرمایه گذاران فعلی و آتی و همچنین اعتبار دهندگان بتوانند مبالغ ، زمان بندی و ابهام مربوط به دریافت های نقدی مربوط به سود سهام و یا بهره و وجوه حاصل از فروش یا بازخرید یا سررسید شدن اوراق بهادار را ارزیابی کنند .
اشخاصی که وجوه خود را در اختیار واحد انتفاعی قرار می دهند ؛ انتظار دارند برای پول خود بازده ای کسب کنند که از نرخ بهره بازار کمتر نباشد ؛ به بیان دیگر وجوه نقدی که از سرمایه گذاری مورد نظر تحصیل می شود ، نباید کمتر از وجوه سرمایه گذاری شده باشد ؛ یعنی ارزش فعلی خالص سرمایه گذاری بزرگتر از صفر باشد.
ارائه اطلاعات درباره گردش های نقدی گذشته بهترین جایگرین عملی برای ارائه اطلاعات به استفاده کنندگان می باشد.
گردش وجوه نقد در گذشته می تواند مبنای مناسبی برای پیش بینی گردش وجوه نقد در آینده را فراهم کند. به این ترتیب هر یک از سرمایه گذاران می توانند برآوردی از سهم خود را از کل گردش وجوه نقد واحد انتفاعی محاسبه نماید.
ارزش فعلی و ارزش بازار
برآورد مبلغ و زمان بندی گردش وجوه نقد آتی ؛ اجزای اصلی و حساس مدل های قیمت گذاری واحدهای انتفاعی و اوراق بهادار مربوط محسوب می شوند.
برآورد مخاطره مربوط به واحد انتفاعی ، در تعیین نرخ بازده بازار که در تنریل گردش وجوه نقد در آینده مورد استفاده قرار می گیرد ، موثر است و عاملی اساسی به شمار می آید.
سود خالص برای پیش بینی وجه نقد
در بسیاری از موارد ادعا شده است که سود خالص نشانه ای از توان واحد انتفاعی برای توزیع سود سهام به شمار می آید .
به خصوص در مواردی که واحد انتفاعی توزیع سود سهام را بر مبنای درصدی از سود خالص تعیین می کند، می توان با پیش بینی سود خالص سود سهام آتی را نیز برآورد کرد.
اما در تصمیم گیری درباره توزیع سود سهام ، پارامترهای دیگری نیز مد نظر قرار دارد ، مانند : در دسترس بودن وجه نقد ، فرصت ها و هدف های واحد انتفاعی در مورد تامین مالی خارج از شرکت .
اما یکی از نارسایی های جدی سود خالص گزارش شده ـ به عنوان پیش بینی کننده سود سهام آتی ـ این است که در بسیاری از موارد مقابله هزینه ها با درآمد فروش مناسب نیست و ماهیت تخصیص های حسابداری نیز اختیاری می باشد ؛ در حالی که استفاده از گردش وجوه نقد برای پیش بینی سود سهام آتی نارسایی های ذکر شده بالا را ندارد ؛ مگر در مواردی که مدیریت زمان بندی برخی از دریافت ها و پرداخت های نقدی را تغییر دهد.
نقدینگی ؛ توان بدهی ها و انعطاف پذیری مالی
هدف دیگر از ارائه اطلاعات مربوط به گردش وجوه نقد ، فراهم کردن امکان ارزیابی نقدینگی و توان واریز بدهی های واحد انتفاعی است.
نقدینگی عبارت است از توان نسبی واحد انتفاعی در تبدیل دارایی ها به وجه نقد که بعضاً با عنوان نزدیکی دارایی به وجه نقد مورد اشاره قرار می گیرد .
نقدینگی همچنین ارتباط بین بدهی های کوتاه مدت واحد انتفاعی را با وجوه نقد و دارایی های نزدیک به وجه نقد ارزیابی می کند.
توان واریز بدهی ها مفهومی وسیع تر است که به توان واحد انتفاعی در تحصیل وجه نقد یا در دست داشتن وجه نقد برای تامین نیازمندی های مربوط اشاره دارد.
انعطاف پذیری مالی به معنای توان واحد انتفاعی در تامین وجه نقد در فاصله کوتاهی از دریافت اطلاع درباره نیازمندیهای مالی پیش بینی نشده یا پیدا شدن فرصت مناسب برای سرمایه گذاری می باشد.
انعطاف پذیری مالی مفهومی گسترده تر از توان واریز بدهی ها و توان واریز بدهی ها نیز مفهومی وسیع تر از نقدینگی است .
اهمیت توان واریز بدهی ها ،در این است که بقای واحد انتفاعی و تدوام فعالیت آن را امکان پذیر می سازد.
نبود توان واریز بدهی ها می تواند به ورشکستگی ، تصفیه اجباری و از دست رفتن حقوق سهامداران و اعتبار دهندگان منجر شود یا موجب تجدید ساختار بدهی و حقوق سهامداران و زیان سهامداران و اعتبار دهندگان گردد، یا حتی مخاطره نبود توان واریز بدهی ها ، می تواند موجب واکنش منفی بازار اوراق بهادار و کاهش قیمت سهام و اوراق قرضه یا افزایش آتی هزینه تامین مالی از طریق استقراض یا افزایش سرمایه خواهد شد .
ارائه و پیش بینی اطلاعات مربوط به گردش وجوه نقد
هدف اولیه حسابداری ارائه اطلاعاتی است که :
1 ـ سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان را در پیش بینی وجوه نقدی که احتمالاً به عنوان سود سهام یا بهره و یا به شکل تصفیه سهام ؛ بازپرداخت اصل بدهی در آینده توزیع خواهد شد ، یاری دهد.
2 ـ به ارزیابی مخاطره کمک کند ؛ اصطلاح مخاطره شامل پراکندگی مورد انتظار در بازده های آتی و همچنین احتمال نبود توان واریز بدهی ها یا ورشکستگی می باشد .
به این ترتیب سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان می توانند در صورت در اختیار داشتن انواع اطلاعات مرتبط با گردش وجوه نقد ـ به شرح زیر ـ نسبت به پیش بینی توزیع وجوه نقد آتی اقدام کنند :
الف – گردش وجوه نقد مربوط به عملیات اصلی و جاری واحد انتفاعی
ب – گردش وجوه نقد اتفاقی یا احتمالاً مکرر که به مالیات جاری واحد انتفاعی ارتباطی ندارد ، اما به دلیل رویدادهای غیر منتظره یا تمایل به حفط محیط زیست برای واحد انتفاعی ایجاد شده است
ج – گردش وجوه نقد لازم برای افزایش تاسیسات عملیاتی و موجودی ها یا تحصیل آن از طریق فروش اقلامی که برای عملیات آتی ضرورت ندارد .
د – وجوه نقد به دست آمده یا پرداخت شده به دارندگان اوراق قرضه و سهامداران به عنوان بخشی از تامین مالی واحد انتفاعی
هـ – پرداخت بهره و سود سهام به سرمایه گذارن دارای ااویت مانند سهامدارن ممتاز
پیش بینی گردش وجوه نقد در آینده
یکی از مشکلات استفاده از اطلاعات مرتبط با گردش وجوه نقد در گذشته برای پیش بینی توزیع وجوه نقد در آینده ، این است که در بسیاری از این گردش های نقدی شامل سود سهام با یکدیگر وابستگی دارند
مثلاً وجوه نقد در دسترس یا دریافت های نقدی مورد انتظار ، ممکن است برای مخارج سرمایه ای ، بازپرداخت بدهی ها و یا برای پرداخت سود سهام ، مورد استفاده قرار گیرد.
بنابراین برنامه ها و انتظارات مدیریت همراه با سایر اطلاعات نظیر صورت منابع و تعهدات واحد انتفاعی باید به عنوان مکمل صورت گردش وجوه نقد ارائه شود .
اندازه گیری سود
حسابدارن برای تعریف سود ، معمولاً به دو مفهوم اقتصادی استناد می کنند ؛ این دو مفهوم عبارتند از : تغییر در رفاه و حداکثر کردن سود تحت شرایط مشخص ساختار بازار ، تقاضا و بهای تمام شده عوامل تولید.
هیات استاندارد ها سود جامع را چنین تعریف کرده است :
تغییر در حقوق صاحبان سرمایه واحد انتفاعی طی یک دوره معین .
آزمون موفقیت ( یا شکست ) عملیات یک واحد انتقاعی نیز میزان فزونی وجوه نقد دریافتی ( یا کسری ) آن نسبت به وجوه نقد مصرف شده (سرمایه گذاری شده ) در بلند مدت می باشد .
بخش اول این تعریف بر مفهوم حفظ سرمایه و بخش دوم به حداکثر کردن سود مبتنی می باشد .
سرمایه در مقایسه با سود
بنا به تعریف فیشر سرمایه عبارت است از : ثروت انباشته در یک مقطع از زمان .
سود نیز جریان خدمات در خلال زمان است .
سرمایه متضمن خدمات آینده و سود معرف بهره مندی از این خدمات در یک دوره زمانی معین است .
سرمایه معرف مبلغی است که مثلاً در یک مخزن انباشته شده است و سود معرف جریان مبالغ به این مخزن طی دوره ای مشخص می باشد .
در واحد انتفاعی هم می توان سرمایه را کماکان ثروت انباشته در یک مقطع زمان دانست که خدمات آینده را تامین می کند ، اما سود معرف جریان ثروت یا خدمات اضافه بر مبلغی است که برای ثابت نگهداشتن سرمایه لازم است .
در مفهوم سود واحد انتفاعی ، سرمایه مشتمل بر تمامی وجوهی است که توسط اشخاص خارج از واحد انتفاعی مانند سرمایه گذاران و وام دهندگان تامین شده است و سود مبلغی است که به تمامی تامین کنندگان وجوه واحد انتفاعی تعلق می گیرد.
یعنی سود شامل بهره متعلق به اعتبار دهندگان و سود متعلق به سهامداران است .
تمایز بین سود جامع و سود واحد انتفاعی عبارت است از این که :
سود جامع به سودی اشاره دارد که تنها به سهامداران عادی تعلق دارد و شامل اقلامی نظیر سود خالص و سودهای تحقق نیافته می باشد ؛ اما سود واحد انتفاعی سودی است که به کل واحد انتفاعی تعلق دارد و شامل بهره و سود سهام ممتاز و سود جامع می باشد .
می بایست سود که در برخی از واقع با اصطلاح بازده سرمایه مورد اشاره قرار می گیرد با اصطلاح بازگشت سرمایه متمایز گردد.
این تمایز به دو دلیل اهمیت دارد :
اول این که تغییرات سرمایه واحد انتفاعی ، ممکن است بر جریان نقدی به سوی سهامداران عادی تاثیر بگذارد و ارزش حقوق آنان را در هر مقطع زمان تغییر دهد و
دوم این که تغییرات سرمایه واحد انتفاعی ، می تواند بر ساختار سرمایه و گروه های مختلف سرمایه گذار شامل اعتبار دهندگان و سهامداران ممتاز نیز اثر بگذارد .
علایق سرمایه گذاران و وام دهندگان ، محدود به توان واحد انتفاعی در پرداخت سود و توزیع سود سهام نیست و در بسیاری از موارد رشد بالقوه واحد انتفاعی نیز مد نظر آنان قرار دارد .
با جدایی مالکیت از مدیریت در بسیار ی از شرکتهای سهامی بزرگ ؛ حسابداری همچنین وظیفه ارائه و گزارش در مورد ایفای وظیفه مباشرت مدیریت ـ در مورد استفاده مناسب از سرمایه ای که در اختیار آنان قرار داده شده است ـ را نیز به عهده دارد .
تمایز مناسب بین سود و تغییرات سرمایه یکی از روش هایی است که به ارزیابی نحوه اداره واحد انتفاعی و حفظ منابع مالکان آن کمک می کند .
مفهوم حفظ ثروت ـ همچنین از دید دارندگان اوراق قرضه ، سهامداران ممتاز و اعتبار دهندگان کوتاه مدت حائز اهمیت است .
تمامی این گروه ها به احتمال بازپرداخت مطالبات خود در آینده علاقه مند می باشند. .
احتمال بازپرداخت مطالبات توسط واحد انتفاعی در صورتی که جمع سرمایه واگذار شده در سطح ثابتی حفظ و یا اضافه شود بیشتر خواهد بود و برعکس .
مفاهیم سود مبتنی بر حفظ ثروت
ادام اسمیت اولین اقتصاددانی است که سود را به عنوان مبلغی که می توان مصرف کرد بدون این که سرمایه کاهش یابد تعریف کرد .
متعاقب این تعریف اقتصاددان دیری به نام هیکس ، سود را رقمی دانست که شخص می تواند طی یک دوره مصرف کند و در آخر دوره همان رفاهی را داشته باشد که در اول دوره داشته باشد .
بر اساس این تعریف سود مبلغ مازاد نسبت به حفظ ثروت قبل از مصرف ان است.
به منظور بکارگیری تعریف بالا در سازمان ها و واحدهای انتفاعی ، روشهای مختلفی به شرح زیر برای ارزشیابی ثروت مطرح و پیشنهاد شده است :
الف – ارزشیابی واحد انتقاعی با به کارگیری ارزشهای ورودی ( ارزشهای تاریخی یا جاری ) برای دارایی های غیر پولی و اضافه کردن ارزش فعلی دارایی های پولی و کسر بدهی ها
ب – جمع کردن قیمت های فروش دارایی های واحد انتفاعی و کسر مجموع بدهی ها
ج – تلقی خالص گردش وجوه نقد یا خدماتی که انتظار می رود طی عمر واحد انتفاعی تحصیل شود به عنوان ارزش واحد انتفاعی
د – ارزشیابی واحد انتفاعی بر مبنای ارزش جاری سهام منتشر شده شرکت در بورس اوراق بهادار.
ارزشهای ورودی
ارزشهای ورود تاریخی
مفهومی از حفظ ثروت که در عمل نیز مورد قبول قرار گرفته است ؛ استفاده از ارزش های ورودی ـ چه ارزش های تاریخی یا ارزش های جاری ـ پس از کسر استهلاک در موارد ضروری می باشد .
فرمول کلی سود به روش بالا عبارت است از :
تغییر در سود انباشته + سود سهام توزیع شده = سود خالص
چنانچه فرمول بالا توسعه داده شود می توان فرمول سود واحد انتفاعی را به شرح زیر بدست اورد .:
خالص وجوه نقد پرداختی به اعتبار دهندگان = سود واحد انتفاعی
+ خالص وجوه پرداختی به سهامدارن ممتاز
+ خالص وجوه پرداختی به سهامدارن عادی
+ تغییر در ارزش دفتری حقوق اعتبار دهندگان
+ سهامداران ممتاز و عادی
نکته حایز اهمیت در فرمول بالا این است که به دلیل اتکای آن به تخصیص های استهلاک و مفهوم حسابداری تحقق درآمد فروش ؛ ممکن است معرف واقعیت های اقتصادی نباشد .
به بیان دیگر سود واحد انتفاعی که بصورت بالا به دست آمده است ؛ تنها بسط سود سنتی حسابداری محسوب می شود .
در این محاسبه تغییر ارزش های بازار معمولاً لحاظ نمی شود .
این مفهوم سود به عنوان نمادی از حفظ سرمایه مالی توصیف می شود و سود نیز معرف تفاوت ارزشیابی واحد انتفاعی در اول و آخر دوره است .
ارزشهای ورودی جاری
هنگامی که ارزش های ورودی بر حسب ارزش های جاری بیان می شود ؛ محاسبه سود مشابه ارزش های تاریخی است ، اما سود محاسبه شده شامل سود یا زیان غیر عملیاتی ناشی از تغییر قیمت ها نیز می باشد ؛ صرف نظر از این که این گونه اقلام سود یا زیان از طریق فروش تحقق یافته یا نیافته باشد .
حفظ قدرت خرید ثابت
اقتصاددانان غالباً توصیه می کنند که سود باید بر اساس ارزش های حقیقی محاسبه شود و ارزش های اسمی کافی نیست .
در مواردی که سطح عمویمی قیمت ها تغییر می کند ، اندازه گیری سود از طریق مقایسه ارزش های اسمی سرمایه ـ در مقاطع مختلف زمان ـ به سودی منتج می شود که معرف تغییر سرمایه حقیقی نیست . بنابراین بسیار ی از صاحب نظران توصیه کرده اند که ارزش سرمایه بر اساس تغییر سطح قیمت ها تعدیل شود تا بتوان سود را بر مبنای قدرت خرید ثابت واحد پول اندازه گیری کرد .
ارزش های خروجی – قیمتهای فروش
روش دیگر برای ارزشیابی واحد انتفاعی ، این است که سرمایه واحد انتفاعی به عنوان مجموع معادل های وجوه نقد جاری داریی ها منهای مجموع معادل های وجوه نقد جاری بدهی ها تعریف می شود .
معادل وجوه نقد جاری نیز مساوی ارزش فروش در بازار یا قیمت قابل تحقق دارایی های واحد انتفاعی فرض می شود
به بیان دیگر ؛ این قیمت است که هنگام انحلال بدست می آید.
بر اساس این روش سود را می توان با محاسبه خالص دارایی ها در اول دوره ، تعدیل آن بر حسب مبادلات سرمایه ای و مقایسه آن با خالص دارایی ها در آخر دوره بدست آورد .
لازم به ذکر است که این گونه ارزش ها معرف مبلغی است که از فروش جداگانه دارایی ها تحصیل می شود و معمولاً ارزش کل واحد انتفاعی بیش از مجموع ارزش داراییهای معین باشد ( به دلیل وجود سرقفلی و یا سایر دارایی های نامشهود ) .
نقطه ضعف اساسی این روش این است که برای بسیاری از دارایی های واحد انتفاعی ، بازار آماده ای وجود ندارد .
برای بسیاری از اقلام ، اموال و ماشین آلات تنها قیمت های در دسترس ، قیمت هایی است که در صورت انحلال اجباری تحقق خواهد یافت که لزوماً معرف قیمت ها در یک بازار سازمان یافته نیست .
بنابراین سودی که در این روش به دست می آید ، مشابه سودی است که در صورت انحلال واحد انتفاعی در آخر هر دوره و آغاز فعالیت مجدد آن در ابتدای دوره بعد بر مبنای ارزش تصفیه محاسبه می شود .
همچنین در برخی از موارد دارایی هایی وجود دارد که در صورت تداوم فعالیت واحد انتفاعی ؛ واجد ارزش است و در صورت انحلال فاقد ارزش خواهد بود.
تلقی خالص گردش وجوه نقد آتی به عنوان ارزش واحد انتفاعی
این روش عبارت است از ؛ تلقی ارزش مورد انتظار توزیع نقدی سود میان سهامداران طی عمر باقیمانده واحد انتفاعی ضمن احتساب مبالغ نهایی مورد انتظار هنگام انحلال ، به عنوان ارزش واحد انتفاعی
چنانچه سرمایه گذاری برای تعداد محدودی از سال ها انجام شده باشد و انتظارات سرمایه گذاران نه تنها شامل بازده تحصیل شده طی این سال ها ، بلکه شامل بازپرداخت سرمایه در آخر نیز باشد می توانم رابطه زیر را نوشت :

سود آتی واحد انتفاعی را می توان با ترکیب گردش وجوه نقد مورد انتظار واحد انتفاعی با تغییر مورد انتظار در ارزش کلی واحد انتفاعی به دست آورد .
فرمول بالا را می توان به گذشته نیز تسری داد و برای انجام این کار لازم است بر گردش وجوه نقد تحقق یافته تاکید کرد.
سودی که به روش بالا محاسبه می شود به ندرت مشابه سود حسابداری خواهد بود .
زیرا طبق محاسبات بالا ، سود مبلغی است که پس از حفظ ارزش بازار باقی می ماند ؛ در حالی که سود خالص حسابداری مبلغ مازاد پس از حفظ ارزشهای خالص دفتری است .
سود محاسبه شده به روش تلقی گردش وجوه نقد به عنوان ارزش واحد انتفاعی اصطلاحاً سود اقتصادی نامیده می شود . سود خالص حسابداری نیز بهترین تقریب از سود اقتصادی محسوب می گردد .
معایب مفهومی و عملی این روش عبارتند از :
1 – انتظارات مربوط به گردش وجوه نقد در آینده را نمی توان به ارزش های یگانه همراه با قطعیت تبدیل کرد ؛ زیرا اولویت های استفاده کنندگان از اطلاعات در مواجهه با مخاطره معلوم نیست .
تعدیل نرخ تنزیل برای جبران مخاطره نیز از لحاظ مفهومی نامناسب است .
2 – تاکید این روش بر عامل زمان و گردش وجوه نقد مورد انتظار است و سایر رویدادها و فعالیت های اقتصادی نادیده گرفته می شود.
3 – اندازه گیری سود در این روش ؛ سود حاصل از فعالیت های مدیریت را از سود تحصیل شده به دلیل رویدادهای اتفاقی متمایز نمی کند ؛ و نمیتون کارآیی و اثربخشی مدیریت را ارزیابی کرد .
4 – ارزش واحد انتفاعی با تنزیل تمامی موارد گردش وجوه نقد مورد انتظار در آینده ای نامحدود محاسبه می شود ، که بسیاری از آنها با فعالیت های جاری یا گذشته ارتباط ندارد .
5 – در این روش ، قبل از محاسبه سود باید گردش وجوه نقد آتی پیش بینی شود . بنابراین ـ در صورت نبود ابهام ـ لزومی برای محاسبه سود ادواری وجود ندارد زیرا این سود از قبل معلوم شده است .
6 ـ در صورت وجود ابهام و عدم قطعیت ، انتظارات تا حدودی به خوش بینی ها و بدبینی های موجود در زمان حاضر بستگی دارد و نمی توان در مواجهه با ابهامات ؛ ثبات رویه داشت .
ارزشیابی واحد انتفاعی در بازار
در بازارهای سرمایه کتارآمد ، قیمت اوراق بهادار یک واحدذ انتفاعی مساوی ارزش فعلی گردش وجوه نقد مورد انتظار خواهد بود .
به بیان دیگر ؛ می توان از بازار به عنوان جایگزینی برای تلقی گردش وجوه نقد آتی به عنوان ارزش واحد انتفاعی استفاده کرد .
لازم به یادآوری است که قیمت های بازاری که در این روش مورد استفاده قرار می گیرد مربوط به کل واحد انتفاعی است و ارتباطی به یکایک دارایی های مجزا ندارد .
بدیهی است که در صورت نبود تداوم فعالیت ، واحدذ انتفاعی در فرآیند انحلال و تصفیه ئدارایی های مجزا قرار خواهد گرفت .
ارزش بازار دارایی های واحد انتفاعی در این روش مساوی ارزش بازار تمامی بدهی ها و اقلام حقوق صاحبان سرمایه منعکس در صورت وضعیت مالی می باشد . در مورد شرکت های سهامی عام که اوراق بهادار آنان در بورس مبادله می شود ، این ارزش ها به آسانی در دسترس است .
مزایای به کارگیری ارزش های بازار اوراق بهادار :
1 ـ انتظارات بازار جایگزین انتظارات افراد می شود . در این روش ، نتیجه ارزشیابی ، قابل رسیدگی مجدد است که بر ارزشیابی گردش وجوه نقد آتی از طریق بازار مبتنی می باشد .
ارزش به دست آمده در این روش ، با ارزش محاسبه شده در روش تلقی گردش وجوه نقد آتی به عنوان ارزش واحد انتفاعی متفاوت است ، زیرا نرخ بازده و تعدیل بازار برای مخاطره می تواند از نرخ تنزیل به کار گرفته شده توسط حسابداران متفاوت باشد .
2 ـ ارزش به دست آمده در این روش ، تنها معیاری از سرمایه است که قابل تفسیر و مبتنی بر ارزش های واقعی بازار می باشد .
محاسبه سود در این روش نیز منصفانه است ، زیرا ارزش های بازار در واقع معرف رابطه بین تامین کنندگان سرمایه و شرکت سهامی است .
3 ـ به کارگیری ارزش های بازار ، مدل آشکار و تعریف شده ای را برای بیان رابطه مالی بین شرکت و سیرمایه گذاران و اعتبار دهندگان به دست می دهد . گردش وجوه نقد واحد انتفاعی را می توان به کوشش های آن نسبت داد و تغییر در ارزش آن نیز منتسب به بازار است . این دو پارامتر تواماً سود واحد اقتصادی را تشکیل می دهد . از لحاظ مفهوم ، سودی که به ترتیب بالا محاسبه می شود ؛ با معنی ترین طریقه تعریف سود است .
برخی از صاحب نظران در انتقاد به روش بالا ، اظهار داشته اند که قیمت های به دست آمده در بازار معرف تنها تعداد معدودی از اوراق بهادار شرکت است و امکان دارد که نتوان تمامی این اوراق را به آن قیمت مبادله کرد .
اما ، روش معمول این است که قیمت نهایی اوراق بهادار را با جمع قیمت آن مرتبط کرد .
به هر حال ، در صورت قبول فرض کارآیی بازار سرمایه می توان قیمت های بازار اوراق بهادار را منصفانه و بدون جانبداری تلقی کرد .
بدیهی است که روش بالا تنها در صورت در دسترس بودن ارزش های مستند بازار کاربرد دارد . به بیان دیگر ، قابلیت استفاده روش محدود به شرکت هایی است که اوراق بهادار آنان در بورس معامله می شود .
نتیجه گیری درباره اندازه گیری سود
اگر چه در بلندمدت صورت سود وزیان وصورت گردش وجوه نقد ، با اطلاعات یکسان مرتبط است اما در کوتاه مدت ، این صورتها معرف اطلاعات مختلف ومفاهیم متفاوت می باشد.
تحقیقات مشاهده ای انجام شده نیز موید این موضوع و ماهیت تکمیلی اطلاعات گزارش شده توسط صورتهای مزبور می باشند.
این تحقیقات دست کم دو مطلب را پیشنهاد می کنند :
اولاً ) گردش وجوه نقد باید افشا شود.
ثانیاً ) ارائه گردش وجوه نقد در گذشته نباید بخشی از محاسبه یا ارائه سود خالص محسوب گردد.
به بیان دیگر ، درآمد فروش وهزینه نباید براساس گردش واقعی وجوه نقد واقعی مربوط به آنها شناسایی شوند؛ زیرا در غیر این صورت ، اطلاعات منعکس در صورت سود و زیان تکرار اطلاعات مندرج در صورت گردش وجوه نقد خواهد بود.
صورت گردش وجوه نقد و صورت سود و زیان هریک از دوره های مالی باید با دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد ؛ زیرا تقدم و تاخر بین دریافت ها و پرداخت های نقدی از یک سو و فعالیت های عملیاتی مرتبط با این جریان های ورود و خروج وجه نقد از سوی دیگر موجب می شود که نتوان براساس صورت گردش وجوه نقد یک دوره ، گردش وجوه نقد آتی را پیش بینی کرد.
بنابراین ، مقایسه صورت گردش وجوه نقد چند دوره متوالی برای پیش بینی گردش وجوه نقد قابل تکرار و تمایز آن از گردش وجوه نقد غیر قابل تکرار ضرورت دارد.
بنابراین ، طبقه بندی مناسب گردش های نقدی می تواند به استفاده کنندگان صورتهای مالی کمک کند.
دریافت ها و پرداخت های نقدی مربوط به فعالیت های قابل تکرار ؛ باید بر حسب گروه های محصول و همچنین تعهدی یا اختیاری بودن آنها طبقه بندی شوند.
مخارج سرمایه ای باید به نحوی طبقه بندی شود که بتوان آثار آن را بر گردش وجوه نقد آتی پیش بینی کرد.
استفاده کنندگان از اطلاعات مرتبط با گردش وجوه نقد باید توجه داشته باشند که در برخی موارد ، مبادلات با اهمیتی بدون انتقال وجه نقد انجام می شود.
مثلاً ممکن است سهام ممتاز یا سهام عادی برای ایجاد ظرفیت اضافی یا تحصیل برخی داریی ها واگذار گردد ؛ در این قبیل موارد ، لازم است اطلاعات مکمل در اختیار استفاده کنندگان قرار گیرد تا بتواند گردش وجوه نقد آتی متفاوت از گردش وجوه نقد گذشته را پیش بینی کنند.






