مقدمه ای بر تئوری حسابداری
خلاصه مطالب کتاب تئوری حسابداری یک ـ دکتر رضا شباهنگ
هدفهای حسابداری مالی
هدفهای حسابداری:
در بحث مفروضات بنیادی ـ اصول تا حدود زیادی مسئله هدف های حسابداری نادیده گرفته شد
اما
در سال 1960 در اغلب تحقیقات و بیانیه های مرتبط مطرح شد و اهمیت روز افزونی یافت
در این مطلب از تلاش های گوناگونی بحث خواهد شد که در مسیر و تعیین هدف های صورتهای مالی و ارائه چارچوب نظری برای حسابداری وگزارشگری مالی انجام شده است .
در نخستین روش برای ارائه تعریفی از هدفهای حسابداری
بر محاسبه و گزارش کردن سود خالص حاصل از اعمال مقررات خاص برای تحقق بخشیدن و تطبیق دادن اقلام ترازنامه که بدان وسیله دوره جاری با دوره های آینده مرتبط می نمود ، تاکید می شد
و از همین دیدگاه
فرآیند جمع آوری داده ها و شکل صورتهای مالی مورد تاکید قرار می گرفت .
برای مثال در خبرنامه شماره یک واژه شناسی حسابداری ؛
حسابداری بدین گونه تعریف شد :
ثبت ، طبقه بندی و خلاصه کردن رویدادهای مالی و غیر مالی که دست کم دارای ویژگی مالی هستند و این کار باید به روشی معنی دار انجام شود و سرانجام تفسیر نتیجه های حاصل از آن
استدلال دوین در رابطه با اهداف حسابداری :
نخستین گام در راه تدوین مبانی نظری برای یک فعالیت خدماتی این است که مقصد و هدف های این فعالیت تعیین شوند .
امکان دارد هدفها با گذشت زمان تغییر کنند ، ولی در هر دوره از زمان باید بتوان آنها را مشخص کرد
واتز و زیمرمن مقررات وضع شده (توصیه ها) را بر اساس هدف های آشکار و پنهانی که اغلب بوسیله نویسندگان مختلف ارائه می شود ، می دانند
و معتقدند که
نه تنها پژوهشگران نمی توانند درباره هدف های صورتهای مالی به توافق برسند ، بلکه در مورد روش هایی که باید بدان وسیله ـ با توجه به هدفهای مورد نظر به مقررات الزامی دست یافت ـ نیز اختلاف نظر وجود دارد .
به طور کلی رویه های حسابداری و گزارشگری مالی از طریق محیط اقتصادی تحت تاثیر قرار می گیرند.
اهداف گزارشگری مالی ، واکنشی به محیط اقتصادی است و شامل موارد استفاده و استفاده کنندگان از اطلاعات مالی می شود .
اهداف گزارشگری در میان ملل گوناگون متفاوت است.
به طور مرسوم هدف اصلی حسابداری در بسیاری از کشورهای گروه بندی شده در مدل حسابداری کنتیننتال ( اروپای بدون بریتانیا ـ ژاپن ) (the continental model) که بانک تامین کننده اصلی و بالقوه منابع مالی واحد تجاری به شمار می روند ، از نزدیک براعمال مدیریت و اطلاعات نظارت دارند و نیازی به افشا ندارند ؛ حسابداری بیشتر با قانون سر و کاردارد
در مقابل
هدف اصلی حسابداری درگروه انگلوساکسون ( آمریکا ، انگلیس ، هلند و … ) (Anglo-Saxon model) اساس ارائه اطلاعات برای سرمایه گذاران و اعتباردهندگان می باشد.
در ایالات متحده ، اهمیت تعیین هدف های صورتهای مالی ، برای نخستین بار به وسیله گزارش ” گروه تحقیق بر روی هدفهای صورتهای مالی” ابراز گردید .
در انگلستان نیز اهمیت این هدف ها با انتشار گزارش شرکت ها ، بوسیله “انجمن حسابداران قسم خورده انگلستان و ویلز (ICAEW) ” مورد تاکید قرار گرفت ، اگر چه این تلاش ها تقریبا به زمان جدید برمی گردد ، اما تا حد زیادی تحت تاثیر فصل 4 از بیانیه چهار هیات اصول حسابداری ( APB#4) می باشد.
تعیین هدف های حسابداری ؛ به حل مشکل تضاد منافع موجود در بازار اطلاعاتی بر می گردد
صورتهای مالی در سایه تقابل سه گروه به دست می آیند:
شرکتها
استفاده کنندگان از صورتهای مالی
حرفه حسابداری
نمودار ون زیر رابطه متقابل این سه گروه را نشان می دهد که در آن :
دایره U نشان دهنده منافع استفاده کنندگان در اطلاعاتی است که برای تصمیم گیری اقتصادی سودمند است
دایره P نشان دهنده اطلاعاتی است که حرفه آن را تایید کرده
و دایره C نمایانگر مجموعه ای از اطلاعات است ، که شرکت منتشر کرده
در شکل زیر منطقه 1 نمایانگر اطلاعات مورد قبول هر سه گروه است .
به بیان دیگر
در این محدوده داده ها به وسیله شرکت افشا می شوند
حسابداران تایید می کنند و استفاده کنندگان مربوط می پندارند.
اما منطقه های 2 تا 7 نشان دهنده مناطقی است که تضاد منافع وجود دارد.
با توجه به این مسئله سه راه برای تعیین هدفها وجود دارد :
در راه نخست اطلاعاتی مورد توجه اند که شرکت آمادگی افشا دارد ( روش سازمانگرا )
در راه دوم از این زاویه به اطلاعات نگاه می شود که حرفه توان تایید و اندازه گیری آنها را دارد و می کوشد برای شرکت ها و استفاده کنندگان تسهیلات به وجود آورد ( روش حرفه گرا )
در راه سوم از این زاویه به اطلاعات نگاه می شود که استفاده کنندگان در کانون توجه قرار می گیرند و به دیگران کمک می شود اطلاعات را ارائه یا تایید کنند ( روش استفاده کننده گرا )
در ایالات متحده راهی که هدف های صورتهای مالی را تعیین می کنند و گروه تهیه کننده ”گزارش شرکت“ در انگلستان روش مبتنی بر استفاده کننده گرا را دنبال می کنند در حالی که بیانیه شماره چهار از روش های دیگر سود می جوید.
در ادامه به بررسی چند بیانیه در قالب هدفهای حسابداری مالی و صورتهای مالی خواهیم پرداخت .
شرحی از تئوری بنیانی حسابداری (1966AAA(ASOBAT
انجمن حسابداری آمریکا کوششی را در راستای تدوین تئوری حسابداری شروع و هدف زیر را انتخاب کرد :
” تدوین شرح یکپارچه از تئوری بنیانی حسابداری که بتواند راهنمای مدرسین ، حسابداران حرفه ای و سایر علاقمندان حسابداری باشد “.
تعریف حسابداری در تئوری بنیانی حسابداری :
حسابداری فرآیند تشخیص ، اندازه گیری و گزارش اطلاعات اقتصادی است به نحوی که برای استفاده کننگان از این اطلاعات امکان قضاوت و تصمیم گیری آگاهانه وجود داشته باشد
که تفاوت با تعریف های قبلی حسابداری ، ذکر نام استفاده کنندگان است که نشان دهنده اهمیت آن در این تعریف می باشد.
کمیته تدوین تئوری بنیانی حسابداری تئوری را به شرح زیر تعریف کرد :
مجموعه پیوسته ای از اصول فرضی ادراکی و عملی که چارچوب و ماخذ کلی دانش مورد بررسی را تشکیل می دهد
تعریف ارائه شده ـ به طور مشخص ـ بر تدوین چارچوبی تاکید دارد که بتواند بر ارزیابی رویکردهای سیستماتیک ، برای ثبت رویدادها و ارائه صورتهای مالی با توجه به نیاز استفاده کنندان مفید واقع شود.
هدفهای حسابداری در این تئوری :
1-تصمیم گیری در مورد استفاده از منابع محدود و تعیین هدفهای واحد انتفاعی :
تصمیم گیری معمولا با ارزیابی انتظار وقوع رویدادها در آینده همراه است ، این ارزیابی ها با روشهایی که مدلهای تصمیم گیری نامیده می شود ، بدست می آیند
ظرفیت و توان ارائه اطلاعات مفید برای فرایند تصمیم گیری مرتبط با آینده را اصطلاحا توان پیش بینی می گویند
بنابراین در رویکرد استفاده کنندگان ، مهمترین هدف حسابداری ، تامین و ارائه اطلاعات مفید برای تصمیم گیری است.
2- رهبری وکنترل منابع انسانی و فیزیکی واحد انتفاعی به نحو اثربخش :
این هدف به استفاده مدیریت از اطلاعات حسابداری مربوط است
در این تئوری نیازهای اطلاعاتی مدیریتی متفاو ت از سایر گروه ها در نظر گرفته شده است.
3- ایفای وظیفه مباشرتی و ارائه گزارشات مربوط به منابع :
با وجود سرمایه گذاری از طریق تحصیل آسان سهام و عدم حضور سرمایه گذار در شرکت ، این هدف اهمیت فراوانی یافته است .
4- تسهیل ایفای وظایف اجتماعی و اعمال کنترل :
این وظیفه ؛ دنباله وظیفه مباشرتی است ، منتهی در این جا تعمیم آن به کل جامعه مد نظر است .
بنابراین مواردی چون مالیات ، جلوگیری از تقلب ، و مقررات دولتی و گرد آوری اطلاعات و آمار برای مقاصد اندازه گیری فعالیت اقتصادی مورد توجه است ؛ ولی در این هدف درباره سازمانی که باید هزینه تهیه این اطلاعات اضافی را تامین کند ؛ ذکری به عمل نیامده است .
استاندارهای مربوط به اطلاعات حسابداری در این بیانیه شامل موارد زیر است :
قابلیت تایید پرهیز از جانبداری
قابلیت سنجش مربوط بودن
علاوه بر این استانداردها ؛ دراین تئوری پنج رهنمود برای گزارشگری ارائه شده است که شامل:
1- مناسبت برای استفاده مورد انتظار
2- افشای ارتباطات بااهمیت
3- ارائه اطلاعات محیطی
4- یکنواختی روشها در داخل واحدهای انتفاعی و میان آن واحدها
5- ثبات رویه در طول زمان
چون در این مبحث ؛ اهداف حسابداری مد نظر است لذا از تشریح موارد مذکور خودداری شده است .
سایر جنبه های تئوری :
علیرغم انتقادهای که درباره اختصار ، هدفها و رهنمودها به عمل آمده ، این بیانیه نفوذ با اهمیتی در بیانیه ها و گزارشهای بعدی مرتبط با تئوری حسابداری داشته است .
در این تئوری ، امکان پیش بینی درباره اندازه گیری سود ؛ وضعیت مالی و توان بازپرداخت بدهیها در آینده ، مورد بحث قرار گرفته است .
نکته با اهمیت که در این بیانیه ذکر شده ، این است که گزارشات به خودی خود ، پیش بینی نمی کنند ؛ بلکه استفاده کنندگان با استفاده از اطلاعات گزارشات ، مدلهای تصمیم گیری خود را به دست می آورند.
مفاهیم و اصول بنیانی صورتهای مالی واحدهای انتفاعی ( بیانیه شماره4 APB ) :
در سال 1970 این بیانیه هنگامی انتشار یافت که دوران رویکرد مفروضات بنیادی – اصول خاتمه یافته و دیدگاه هدفها و استانداردها مطرح بود.
این بیانیه با وجود آنکه جنبه توصیفی تشریحی داشت ، ولی امکان ارائه نخستین چارچوب نظری را کاهش داد و بیانیه مزبور بر تلاشهایی که در راه تعیین هدفهای صورتهای مالی انجام می شد ؛ تاثیر به سزایی گذاشت
در این بیانیه حسابداری بدین گونه تعریف شده:
فعالیت خدماتی است که وظیفه آن تهیه و ارائه اطلاعات کمی ، درباره واحدهای اقتصادی که بدوا ماهیت مالی دارند و قاعدتا باید برای تصمیم گیری های اقتصادی مفید واقع گردند.
فصل چهارم این بیانیه ؛ هدفها به صورت کلی و کیفی طبقه بندی شده است که شامل موارد زیر می باشد:
1- هدفهای مشخص صورتهای مالی این است که آنها بتوانند به صورت مطلوب و طبق اصول پذیرفته شده وضعیت مالی ، نتیجه عملیات و سایر تغییرات در وضعیت مالی را نشان دهند.
2- هدفهای عام شامل :
الف- ارائه اطلاعات قابل اتکا درباره منافع اقتصادی و تعهدات شرکت
ب- در مورد تغییر در خالص منابع که در نتیجه فعالیتهای سود آور شرکت رخ می دهداطلاعات قابل اتکا ارائه نمود
پ- ارائه اطلاعات مالی به گونه ای که بتوان برای بر آورد یا قضاوت درباره توان بالقوه شرکت از نظر سود آوری ارزیابی وقضاوت کرد
ت- ارائه اطلاعات مورد نیاز درباره تغییر در تعهدات و منابع اقتصادی
ث- با توجه به نیازهای استفاده کنندگان از صورتهای مالی ؛ افشا سایر اطلاعات مربوط
3- هدفهای کیفی حسابداری مالی شامل :
مربوط بودن
قابل فهم بودن
قابل تایید بودن
بی طرفی
قابل مقایسه بودن
کامل بودن
به هنگام بودن
سایر جنبه های بیانیه شماره 4 و اختلاف با بیانیه (ASOBAT)
چنین به نظر می رسد که هدفهای ابراز شده در بیانیه 4 یتوانند برای شکل و محتوای گزارشگری مالی متداول ، دلیل منطقی ارائه کنند
در این بیانیه اذعان شده که هدف های کلی نمی توانند معرف نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان باشند و همچنین هدفهای حسابداری مالی وصورتهای مالی در زمان کنونی ـ دست کم ـ به طور کامل تامین نشده است
برخلاف تئوری قبلی ، در این بیانیه نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان مورد توجه قرار گرفته و همچنین تلاش شده است تا نیازهای بیشترین تعداد از استفاده کنندگان اطلاعات مالی تامین شود و متذکر شده است که استفاده کنندگان بایستی دانش لازم جهت استفاده از اطلاعات را داشته باشند و قادر به درک ویژگی ها و محدودیتهای صورتهای مالی باشند.
اما همانند تئوری قبلی به تنوع استفاده کنندگان اطلاعات مالی ؛ تضاد بین هدفها ؛ قبول یکنواختی محدود در روش های حسابداری تاکید شده است .
هدفهای صورتهای مالی (Trueblood Report) :
انجمن حسابداران خبره آمریکا ؛ در پاسخ به انتقادهایی که بر گزارشگری مالی شرکت ها وارد می آمد و با پی بردن به این واقعیت که تدوین یک چارچوب نظری برای حسابداری ضرورت دارد ؛ در آوریل 1971 تشکیل دو گروه را اعلام کرد
گروه اول : که کمیته ویت نام گرفت و مسولیت اصلاح فرآیند تدوین استانداردهای حسابداری را بر عهده گرفت .
گزارش این کمیته منجر به تشکیل هیات استانداردهای حسابدار ی شد .
گروه دوم : کمیته تروبلاد نام گرفت و مسئولیت تعیین هدف های مالی را بر عهده گرفت.
این گروه متشکل از نُه عضو بود که همگی از حرفه حسابداری ، عضو هیات علمی ، صنعت و فدراسیون تحلیل گران مالی بودند.
این کمیته بر اساس داده های تجربی و نظری جمع آوری شده ، از گروه های مختلف جامعه دو گزارش منتشر کرد :
نخستین و مهمترین گزارش ؛ گزارش گروه تحقیق در مورد هدفهای صورتهای مالی که شامل نتیجه های اصلی و هدفهای اعلام شده در مورد صورتهای مالی است
گزارش دوم در برگیرنده منتخبی از مقالاتی است که هنگام نتیجه گیری و ارائه هدفهای گزارش نخست خود مورد توجه قرار داد.
هدفهای صورتهای مالی در گزارش تروبلاد :
1- ارائه اطلاعات مفیدبرای تصمیم گیری های اقتصادی به عنوان هدف اصلی صورتهای مالی ؛ در این هدف به صورت مستقیم حسابداری را با تصمیم گیری مرتبط می سازد و سودمند بودن اطلاعات مورد توجه است
2- خدمت به استفاده کنندگانی که توان اختیار یا منابع محدودی برای دریافت اطلاعات دارند و صورتهای مالی تنها منبع اطلاعاتی آنان است
این هدف مخاطبان اصلی را مشخص می کند ؛ اگر ما این هدف را تحت اللفظی تلفظ کنیم ؛ استفاده کنندگان اصلی ، سهامداران خواهند بود .
3- ارائه اطلاعات مفید به سرمایه گذاران و اعتباردهندگان به نحوی که آنان را در پیش بینی مقایسه و ارزیابی گردش آتی وجوه نقد و از لحاظ مبلغ زمان بندی و ابهامات یاری دهد.
4- ارائه اطلاعات به استفاده کنندگان جهت پیش بینی مقایسه و ارزیابی توان سود آوری واحد انتفاعی ؛
در اینجا قدرت سودآوری ؛ در قالب ایجاد وجه نقد تعبیر می شود ، نه ایجاد سود
5- تامین اطلاعات مفید برای قضاوت درباره توان مدیریت در بکارگیری اثربخش منابع واحد انتفاعی در دست یابی به هدف اصلی ( یک معیار برای ارزیابی وظیفه مباشرتی و فرا مباشرتی مدیر )
6- تامین اطلاعات واقعی و تفسیری درباره معاملات و سایر رویدادهایی که برای پیش بینی مقایسه و ارزیابی توان سودآوری واحد مفید است (در این هدف گستره آگاهی تنها اطلاعات عینی یا واقعی رادر بر نمی گیرد بلکه شامل اطلاعات ذهنی هم می شود ، چون قضاوت شخص نیزمطرح است )
7- تهیه و ارائه صورت وضعیت مالی که برای پیش بینی مقایسه و ارزیابی توان سودآوری واحد انتفاعی مفید است (تاکید بر ترازنامه)
8- ارائه صورت ادواری به نحوی که برای پیش بینی مقایسه و ارزیابی توان سودآوری واحد مفید باشد ( تاکید بر صورت سود زیان )
9- ارائه صورتی از فعالیتهای مالی به نحوی که برای پیش بینی مقایسه و ارزیابی توان سودآوری واحد مفید باشد ( تاکید بر صورت وجوه نقد )
10- ارائه اطلاعات برای فرآیند پیش بینی ( زمانی این اطلاعات منتشر شوند که بتوانند بطور نسبی بر توان پیش بینی استفاده کنندگان بیافزایند )
11- ارائه اطلاعات مفید برای ارزیابی اثر بخش مدیریت منابع جهت دستیابی به هدفهای سازمانهای دولتی و واحدهای غیر انتفاعی
12- گزارش آن دسته از فعالیتهای واحد انتفاعی که بر جامعه تاثیر می گذارد و می توان آنها را تعیین ، تشریح و اندازه گیری کرد ( ممکن است رابطه شرکت با جامعه یک طرفه یا دو طرفه باشد ) .
با توجه به اینکه تصور بر این بود که این اهداف در گزارش یکسان باشند ؛ ولی نوعی تمایل و گرایش قابل توجیه وجود دارد که این اهداف بر اساس ساختار سلسله مراتبی ارائه شوند ؛ تفاوت در تاکید و میزان وابستگی نسبی بین هدفها این موضوع را توجیح می کند .
بر همین اساس از گزارش تروبلاد شش سطح از هدفها می توان استخراج کرد :
1- (هدف شماره یک) هدف اصلی
2- هدفهای شماره 2-3-11-12 که استفاده کنندگان گوناگون و استفاده کنندگان از اطلاعات مالی را مشخص می کند
3- هدفهای 4-5 قدرت سودآوری شرکت و توانایی پاسخگویی مدیریت را به عنوان نوعی اطلاعات مورد نیاز مشخص می کند
4- هدف شماره 6 که ماهیت اطلاعات مورد نیاز را به عنوان یک واقعیت قابل تغییر مشخص می نماید
5- هدفهای شماره 7-8-9-10 که صورتهای مالی مورد نیاز را بیان می کند
6- در مورد صورتهای مالی تعدادی توصیه خاص داده می شود تا هر یک از هدف های 7-8-9-10 پیش تامین شود .
سایر جنبه های گزارش تروبلاد :
گزارش تروبلاد حاوی فصل کوتاهی درباره ویژگی های کیفی گزارشگری است ؛ و عمدتا بر بیانیه شماره چهار هیات اصول و تئوری بنیانی مبتنی است
علاوه بر این فصل کوتاه و مفیدی در مورد سیستم های مختلف اندازه گیری ارایه شده است.
نکته با اهمیت گزارش تروبلاد ، تاکید بر اهمیت گردش وجوه نقد و ارتباط اندازه گیری توان سود آوری با ایجاد گردش وجوه نقد در آینده است.
تئوری حسابداری و پذیرش آن ( SATTA ) :
در سال 1973 انجمن حسابداری آمریکا ، هیاتی را برای مطالعه ادبیات جاری حسابداری مالی و تهیه گزارش در مورد وضعیت موجود حرفه در ارتباط با تئوری به کار گمارد
ماموریت این هیات تا حدود زیادی مشابه کمیته تئوری بنیانی بود
تئوری بنیانی حسابداری کوشش کرد که رهنمودهای تئوریک لازم را برای ارزیابی اطلاعات حسابداری و سیستمهای ارزشیابی ارائه کند
از سوی دیگر تئوری ساتا ( SATTA ) سیستم های مختلف ارزشیابی را در حسابداری ـ همراه با سایر ملاحظات نظری ـ مورد توجه قرار داد و دلایل عدم امکان تدوین ضوابطی که منجر به انتخاب یک سیستم ارزشیابی توسط حسابداری بشود را برشمرد .
گزارش SATTA به طور مختصر و مفید سیستم های مختلف ارزشیابی را طبقه بندی و ردیابی کرد
سیستم های قدیمی با عنوان رویکرد کلاسیک طبقه بندی شده است که اغلب دستوری ـ قیاسی است و نسبت به نیازهای استفاده کنندگان بی تفاوت است
در مقابل رویکرد سودمندی در تصمیم گیری ها وجود دارد که از رویکردهای جدید است که تمرکز آن بر استفاده کنندگان می باشد و خود به دو گروه مدلهای تصمیم گیری و تصمیم گیرندگان تقسیم میشود :
مدلهای تصمیم گیری :
چارچوب ریاضی تدوین شده توسط گزارش های تئوری بنیانی تروبلاد ؛ انعکاسی از جهت یابی مدل های تصمیم گیری است . سیستم های این گروه :
1- دستوری و قیاسی هستند ، زیرا باید ضوابط ریاضی را رعایت کنند
2- مربوط بودن اطلاعات برای تصمیم گیری های معین ، توسط استفاده کنندگان مورد تاکید است
3- ضابطه مربوط بودن ؛ در اندازه گیری خاصه های انتخاب شده برای اندازه گیری دارایی ها ؛ بدهی ها و سود ، اساسی است
تصمیم گیرندگان :
در این رویکرد سیستم ها دستوری نیست ، بلکه میتوان گفت توصیفی است
زیرا در این سیستم ها کوشش شده اطلاعاتی که عملا مورد استفاده قرار می گیرد ـ یا مطلوب و مورد انتظار است ـ مشخص شود
فرض بر این است که اطلاعات مطلوب و مورد انتظار باید به نحوی تامین و ارائه شود .
رویکرد فزونی منافع بر مخارج :
به کارگیری این رویکرد به انتخاب یک سیستم نمی انجامد
بلکه در این رویکرد موضوع منافع و مخارج تامین و استفاده از اطلاعات مد نظر قرار می گیرد
بنابراین اطلاعات به عنوان یک کالای اقتصادی در نظر گرفته می شود که دیدگاه جدیدی می باشد .
پیام اصلی SATTA با ناتوانی تئوری حسابداری در وضعیت فعلی در کمک به انتخاب یکی از سیستمهای ارزشیابی ارتباط دارد .
مسئله تنوع استفاده کنندگان ؛ جستجو برای تبیین هدف های استفاده کنندگان را با مشکل مواجه می سازد
در ادامه ابتدا هدف های اولیه و ثانویه صورتهای مالی ؛ سپس موضوع ارتباط تنوع استفاده کنندگان با هدفهای مزبور بررسی می شود .
هدفهای اولیه شامل موارد زیر است :
1- توان پیش بینی :
در بسیاری از تحقیقات اولیه تلاش شده که با به کارگیری اطلاعات حسابداری ، متغیرهای آینده پیش بینی شود.
کانون توجه بسیاری از تحقیقات دیگر ؛ بررسی توان پیش بینی سود گزارش شده در دوره های سه ماهه برای پیش بینی سود سال و همچنین بررسی توان نسبت های مالی برای پیش بینی ورشکستی می باشد .
2- حسابدهی :
حسابدهی در این بخش مفهوم گسترده تری از وظیفه مباشرتی دارد
در اینجا منظور مسئولیت مدیر در گزارش مربوط به به کارگیری کارآمد و اثر بخش منابع واحد انتفاعی است
هدف توان پیش بینی به ارقامی توجه دارد که برای پیش بینی رویدادهای آتی مفید است ؛ در حالی که هدف حسابدهی ارزیابی عملکرد واحد انتفاعی را مد نظر دارد
با این حال در ادبیات جاری ، به هدف حسابدهی توجه بیشتری شده است.
هدفهای ثانویه :
معیار حفظ سرمایه و نقدینگی کلی ؛ از جمله اهداف ثانویه می باشند که در مقایسه با اهداف اولیه محدودتر و جزئی اند.
معیار حفظ سرمایه ؛ اطلاعاتی را درباره میزان سود سهامی که می توان توزیع کرد ـ بدون آنکه سرمایه شرکت به سهامداران مسترد گردد ـ ارائه می کند
و
نقدینگی کلی شرکت ؛ از طریق اندازه گیری ارزش های خروجی دارایی ها و کسر بدهی های واحد را بدست می دهد.
تنوع استفاده کنندگان :
گروه های مختلف استفاده کنندگان شامل : سهامداران – اعتبار دهندگان – تحلیل گران و مشاوران مالی – تشکل های کارکنان – اتحادیه های کارگری – مشتریان – فروشندگان – ارگانهای دولتی – گروه های اجتماعی -پژوهشگران و تدوین کنندگان استانداردها می باشند که به نوبه خود هر کدام به زیر مجموعه های خود تقسیم می شوند .
در گزارش SATTA موضوع تنوع استفاده کنندگان به مسئله به کارگیری سیستم ارزشیابی مناسب مربوط شده است .
سیستم های مورد توجه گزارش مزبور شامل : ارزش فعلی گردش وجوه نقد – ارزش های جایگزینی – ارزش های خروجی – بهای تمام شده تاریخی تعدیل شده بر مبنای تغییر سطح قیمت ها می باشد
به طور كلی در اين گزارش اظهار نظر شده كه به دليل تنوع استفاده كنندگان ، هدف های مختلف و نيازهاي اطلاعاتی آنان ؛ نمی توان انتخابی از ميان تئوری های مختلف حسابداری (سيستم های ارزشيابی ) به عمل آورد .
شرح بیانیه ” هدف های گزارشگری مالی یک واحد تجاری ” بیانیه شماره یک از مفاهیم حسابداری (FASB )
گزارشگری مالی باید اطلاعاتی ارائه کند که برای سرمایه گذاران و بستانکاران و سایر استفاده کنندگان حال و آینده مفید واقع شود تا آنها بتوانند بر این اساس ؛ تصمیم بخردانه ای اتخاذ نمایند .
این اطلاعات برای کسانی که در مورد فعالیت اقتصادی و تجاری درک معقولی دارند و آنها که می خواهند با آگاهی معقول مطالعه نمایند ؛ جامع باشد.
گزارشگری مالی باید به استفاده کنندگان کنونی و آینده کمک کند تا آنها بتوانند مبلغ ، زمان و ریسک وجوه نقد دریافتی از محل سود تقسیمی یا بهره و… را برآورد نمایند .
از آنجا که جریان های نقدی سرمایه گذاران و بستانکاران ، به جریان های نقدی واحد تجاری وابسته است ؛ گزارشگری مالی باید اطلاعاتی ارائه کند تا در این راستا به استفاده کنندگان کمک کند که آنها مبلغ ، زمان و ریسک خالص جریان نقدی ورودی آینده به واحد تجاری را برآورد کنند .
گزارشات مالی باید در مورد منابع اقتصادی ادعای نسبت به این منابع و نیز در مورد اثرات ناشی از رویدادهای مالی و غیر مالی و شرایطی که منجر به تغییر منابع و ادعای نسبت به منابع می شود ، اطلاعاتی ارائه کند.
به طور خلاصه در اين بيانيه هدفهاي زير مطرح است :
ارائه اطلاعات برای تصمیم گیری مالی ( اطلاعات برای تمام افرادی که درک متعارفی از فعالیت اقتصادی دارند و همچنین افرادی که تمایل به استفاده مناسب از آنها دارند ، قابل استفاده باشد )
ارائه اطلاعات در رابطه با جریانهای نقدی ( این هدف با منافع سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان در رابطه با دریافت وجه نقد ارتباط پیدا می کند )
ارائه اطلاعات در رابطه با منابع اقتصادی ( و ادعای نسبت به این منابع و همچنین درباره مبادلات ، رویدادها و شرایطی که می تواند سبب تغییر در منابع و ادعاها شود )
ساير جنبه هاي بيانيه :
همه گروه ها نسبت به هدفهاي FASB متقاعد نشدند
برخي چنين استدلال كردند كه آنها چيز تازه اي به هدف هاي پيشين اضافه نكردند
گروهي ديگر معتقدند كه آنها نتوانسته اند براي بهبود حسابداري هيچ رهنمودي ارائه دهند .
به تازگي ؛ يك مكتب مكتب فكري بر اين باور است كه مي توان واحد تجاري را به يك مسابقه تشبيه كرد كه حسابدار نتيجه آن را نگه مي دارد ؛ در چنين دنيايي حسابدار نمي تواند هيچ مفهومي جز سيستم ثبت نتيجه بازي مورد توافق دست اندر كاران داشته باشد
يك خط فكري ديگر حسابداري را يك اسلحه آرماني مي داند كه مي توان با آن مسئله تضاد اجتماعي را در رابطه با توزيع درآمد و ثروت منتفي نمود
خط فكري سوم اين است كه اگر چه تاكيد بر استفاده كنندگان از صورتهاي مالي در همان وحله اول خوشايند است ، ولي خالي از اشكال نيست ؛ به ويژه در روش مزبور 3 پرسش بي جواب مي ماند :
- كدام دسته از استفاده كنندگان ازصورتهاي مالي را بايد مورد توجه قرار گيرد؟
- هدفهاي استفاده كنندگان مختلف تا چه اندازه شبيه هم هستند؟
- آيا بايد به خواسته هاي مديريت هم توجه كرد ؟
در تمام اين موارد بايد به اين موضوع توجه داشت كه انتقاد ، بسي راحت تر از تعيين يك مجموعه از هدفهاست.
هيات استانداردهاي حسابداری مالي بر سر اين موضوع كه كدام يك از استفاده كنندگان اصلي است ؛ بر سرمايه گذاران تاكيد بيشتری نموده است
در بيانيه شماره يك از مفاهيم حسابداري مالي هم بر موضوع استفاده كنندگان خارجي فاقد قدرت تاكيد شده است از طرفي با توجه به اينكه هدف های استفاده كنندگان متفاوت با يكديگر است
موضوع ديگر در رابطه با اين بيانيه هدفهای استفاده كنندگان می باشد
چون تنوع اهداف استفاده كنندگان زياد است ؛ هيات استانداردهای حسابداری مالی استدلال مي كند كه استفاده كنندگان داراي وجوه مشترك مي باشند و نياز به اطلاعات مشابه دارند و اين كه صورتهای مالی ، هدفهای عمومی را تامين مي كند ، تكافو مي كند ؛ ولي اين به آن معنی نيست كه نيازهای خاص گروه های مشخص از استفاذه كنندگان تامين نشود.













