حسابرسی فرهنگ ریسک
ترجمه : عباس محمدی ـ ماریه نوآمده
نشریه حسابدار رسمی ـ شماره هفتاد و سه ـ بهار 1405
کنفدراسیون اروپایی انجمن حسابرسان داخلی ، نهاد نمایندگی حرفه ای 34 انجمن ملی حسابرسان داخلی در منطقه ی جغرافیایی گسترده ی اروپا و حوزه ی مدیترانه است که مأموریت آن ترویج حرفه ی حسابرسی داخلی و ارتقا نقش و ارزش حسابرسی داخلی و راهبری شرکتی مقتدرانه نزد نهادهای ناظر اروپایی و سایر ذی نفعان در این قاره و پشتیبانی از انجمن های ملی در فعالیت های ترویجی و خدمات مرتبط است.
این کنفدراسیون در سال 2013، کمیته ی بانکی خود را با حضور مدیران ارشد حسابرسی داخلی بزرگ ترین بانک های اروپایی تحت نظارت بانک مرکزی اروپا تشکیل داد.
مأموریت کمیته ی بانکی این است که از طریق تعامل با ناظران و سایر نهادهای مناسب مؤثر در سطح اروپا، صدای یکپارچه و هماهنگ برای حرفه ی حسابرسی داخلی در بخش بانکی اروپا باشد و حرفه ی حسابرسی داخلی را به عنوان بخشی از راهبری شرکتی خوب در سرتاسر بخش بانکی اروپا نشان داده و توسعه دهد.
راهنمای حرفه ای حسابرسی فرهنگ ریسک در ژوبیه ی 2024 توسط این کنفدراسیون منتشر شده است.
مقدمه
فرهنگ ریسک در بانکداری : محیط نظارتی و دیدگاه حسابرسی داخلی
در محیط بانکداری به هم پیوسته ی امروز، که مشخصه های آن پیشرفت های سریع فناوری، ریسک های ژئوپلتیک و چشم اندازهای نظارتی در حال تکامل است، حفظ فرهنگ ریسک قوی، برای محافظت در برابر تهدیدهای بالقوه و اطمینان یافتن از ثبات و موفقیت مستمر بانک ها، بسیار مهم است.
از بحران مالی سال 2008 و رخدادهای مربوط به کژرفتاری در سال های پس از آن (رسوایی نرخ بهره ی بین بانکی لندن یا پول شویی، بحران بانکی سال 2023 شامل بانک سیلیکون ولی و کردیت سوئیس، سقوط ناگهانی کردیت سوئیس …)، صنعت بانکداری و ناظرین (تنظیم گران) آن، زمان و تلاش قابل توجهی را برای درک علل بحران و اجرای اصلاحات برای اجتناب از وقوع مجدد آن اختصاص دادند.
چندین طرح توسط ناظرین در حوزه های قضایی مختلف و همچنین اندیشکده های بین المللی مانند گروه 30 یا هیأت ثبات مالی آغاز شده است. این اصلاحات در ابتدا بر مدیریت ریسک رفتار متمرکز شدند، اما از آن زمان به بعد، تکامل یافتند تا بر فرهنگ ریسک، تأکید بیشتری کنند. به طور خاص تر چگونگی مدیریت و نهادینه سازی فرهنگ ریسک توسط سازمان، به گونه ای که ریسک ها به طور کامل تشخیص، ارزیابی، مدیریت و پایش شوند. در سال های اخیر، بیانیه ها و خبرنامه های نظارتی، بر چندین نکته و ابتکار کلیدی تأکید کرده است بانک مرکزی اروپا بر نقش مهم فرهنگ ریسک در فعالیت های نظارتی خود تأکید کرده است. این (تأکید) شامل تمرکز بر پویایی هیأت مدیره، لحن مدیریت و نهادینه کردن ارزش های فرهنگی در تمام سطوح سازمان می شود. همچنین بانک مرکزی اروپا، اجرای آزمایشی بررسی تفصیلی فرهنگ ریسک در برخی سازمان ها را شروع کرده است تا استحکام چارچوب های مدیریت ریسک و راهبری شرکتی را ارزیابی کند. اساساٌ، درست کردن فرهنگ ریسک به همان اندازه که یک انتظار نظارتی است، یک ضرورت برای بانک ها، اقتصاد و به طور گسترده تر، جامعه و پایداری اجتماعی است.
در حال حاضر فرهنگ ریسک قوی به عنوان کلید ثبات مالی دیده می شود همانطور که هیأت ثبات مالی تأکید کرده است، فرهنگ ریسک قوی، مدیریت ریسک مؤثر را تقویت می کند، ریسک پذیری صحیح را ترویج می کند و اطمینان می دهد که ریسک های نوظهور یا فعالیت های ریسک پذیری فراتر از اشتهای ریسک مؤسسه، به موقع تشخیص، ارزیابی، به سطوح بالاتر اطلاع رسانی و مورد توجه قرار می گیرند.
بانک مرکزی اروپا فرهنگ ریسک را به عنوان مجموعه ای از هنجارها، نگرش هاو رفتارهای مرتبط با آگاهی، مدیریت و کنترل ریسک ها در بانک تعریف می کند. این فرهنگ، تصمیم های روزانه مدیریت و کارکنان را شکل می دهد و بر تصمیماتی که آن ها می گیرند تأثیر می گذارد. بانک مرکزی اروپا تأکید می کند مشاهده و اندازه گیری فرهنگ ریسک که نه تنها عناصر کمی، بلکه عناصر کیفی را هم در نظر می گیرد، چه قدر چالش برانگیز است از این نظر، این موضوع فراتر از ریسک رفتاری است، که ریسک رفتار غیراخلاقی یا نامناسب توسط افراد یا سازمان ها را شامل می شود. به دلیل این که ریسک رفتاری به طور مستقیم تحت تأثیر فرهنگ ریسک قرار دارد، ناظران مختلف با آن به عنوان یک موضوع مرتبط برخورد می کنند، از این رو سازمان های مختلف رویکرد مشترکی را در مورد رفتار و فرهنگ اتخاذ می کنند. فرهنگ ریسک در واقع بر ریسک رفتاری تأثیر می گذارد: فرهنگ ریسک سالم، آگاهی از ریسک، تصمیم گیری مسئولانه و اطلاع رسانی به موقع ریسک ها به سطوح بالاتر را تشویق می کند؛ در مقابل، یک فرهنگ ریسک ضعیف ممکن است منجر به کژرفتاری و نبود اقدام پیشگیرانه در برابر ریسک ها شود. با این حال، فرهنگ ریسک محدود به رفتار یا ارزش ها نمی شود، محدود به آنچه در رابطه با حوادث یا نقض ها مشاهده می کنیم، نمی شود و ایستا نیست، بلکه در طول زمان در تمام بخش های سازمان تغییر می کند.
این واقعیت که فرهنگ ریسک یک مفهوم چند وجهی است که شامل ارزش ها، نگرش ها، باورها و شیوه ها می شود، مدیریت آن را پیچیده می کند و مستلزم درک ماهرانه از چگونگی تعامل این اجزا و تأثیرپذیری آن ها در محیط کار روزمره است. در سازمان هایی که از روان شناسی سازمانی برای شکل دهی فرهنگ ریسک خود استفاده می کنند، تمرکز بر درک رفتار انسان، پویایی گروه و سیستم های سازمانی است. آن ها محرک های غیررسمی و رسمی را در نظر می گیرند که بر الگوهای رفتاری تأثیر می گذارند. محرک های رفتار، عناصر حیاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد. محرک های غیررسمی به عوامل نامشهود مانند پویایی گروه، حال و هوای تیم و باورهای مشترک مربوط می شوند. در مقابل، محرک های رسمی به ساختارهای رسمی در سازمان، مانند راهبری، ارتباطات رسمی، انگیزه ها و خواسته ها مربوط می شوند. این مقاله عمدتاٌ بر فرهنگ ریسک و انتظارات نظارتی و چالش های مرتبط با حسابرسی آن تمرکز خواهد کرد.
*بخش (1) به چشم انداز فرهنگ ریسک، محیط نظارتی، پیاده سازی فرهنگ ریسک و نقش ها و مسئولیت ها در این سه خط می پردازد.
*بخش (2) چالش های حسابرسی فرهنگ ریسک و روش های مختلفی را بررسی می کند که در آن حسابرسی داخلی ممکن است از طریق ملاحظات برنامه ریزی، اجرای حسابرسی و گزارشگری، رویکرد ارزیابی فرهنگ ریسک را اتخاذ کند.
1-چشم انداز فرهنگ ریسک
1-1-محیط نظارتی
رویکرد نظارتی فعلی به فرهنگ ریسک عموماٌ تعریف هنجارهای سخت گیرانه نیست، بلکه ارائه راهنماهایی برای تعیین انتظارات است (برای نمونه، به بانک مرکزی اروپا توجه کنید که به راهنماهای سازمان بانکداری اروپا تکیه می کند). علاوه بر این، ماده ی 98(7) دستورالعمل الزامات سرمایه تصریح می کند که “بررسی و ارزیابی انجام شده توسط مقامات ذی صلاح شامل ترتیبات راهبری مؤسسات، فرهنگ و ارزش های شرکتی آن ها و توانایی اعضای ارکان مدیریت در انجام وظایف شان خواهد بود” راهنماهای سازمان بانکداری اروپا در مورد راهبری داخلی، که همه ی بانک ها و ناظران اتحادیه ی اروپا باید از آن پیروی کنند، شامل الزاماتی است که هدف از آن ها اطمینان بخشی از ترویج ترتیبات راهبری، فرهنگ ریسک سالم در تمام سطوح مؤسسه است. راهنمای سازمان بانکداری اروپا همچنین نشان می دهد که مؤسسات باید یک فرهنگ ریسک یکپارچه و در سطح مؤسسه، مبتنی بر درک کامل و دیدگاه جامع از ریسک هایی که با آن مواجه هستند و نحوه ی مدیریت آن ها، با در نظر گرفتن اشتهای ریسک مؤسسه، تدوین کنند. سازمان بانکداری اروپا و سایر نهادهای نظارتی موارد زیر را عناصر اساسی یک فرهنگ ریسک قوی در نظر می گیرند (البته محدود به این موارد نیستند):
لحن مدیریت – رکن مدیریت عالی باید مسئول تدوین و ابلاغ ارزش ها و انتظارات محوری مؤسسه باشد. رفتار اعضای آن باید ارزش ها را منعکس کند. برای ایجاد لحن مدیریتی درست، رکن مدیریت باید به صورت جمعی مهارت ها و تخصص های مرتبط را داشته باشد، از شهرت خوبی برخوردار باشد، دیدگاه های متنوع را در بحث ها در نظر بگیرد و بتواند به طور سازنده مدیریت ارشد را به چالش بکشد. رفتار اعضای آن باید ارزش های اصلی مؤسسه را منعکس کند.
مشوق ها – مشوق های مناسب باید در همسو کردن رفتار ریسک پذیری با نمایه ی ریسک (ریسک نما) مؤسسه و منفعت بلندمدت آن نقش کلیدی ایفا کند.
پاسخ گویی – کارکنان مرتبط در تمام سطوح باید ارزش های اصلی مؤسسه و تا حد مورد نیاز برای نقش آن ها، اشتهای ریسک و ظرفیت ریسک را بدانند و درک کنند. آن ها باید قادر به انجام نقش های خود باشند و آگاه باشند که در قبال اقدامات خود در رابطه با اشتهای ریسک و فرهنگ ریسک مؤسسه پاسخ گو خواهند بود.
تعامل و پرسشگری (نقد سازنده) – فرهنگ ریسک سالم باید محیطی را ترویج کند که در آن تعامل آزاد و پرسشگری مؤثر (نقد کارآمد) برقرار باشد. محیطی که در آن فرآیندهای تصمیم گیری، مشوق طیف وسیعی از دیدگاه ها بوده و گرایش نقد سازنده را در بین کارکنان تقویت می کند. علاوه بر این، هنگامی که به ابتکارات مختلفی که پس از بحران مالی آغاز شده، نگاه می کنیم، به ویژه توسط مرجع نظارت بر رفتار مالی بریتانیا هیأت ثبات مالی و گروه 30، همه ی آن ها اهداف کلان بلندمدت مشترکی در زمینه ی ثبات مالی، از جمله ایمنی و سلامت، کاهش ریسک سیستمی و / یا کارایی بازارها به اشتراک می گذارند. با این حال، دیدگاه مشترک نهادهای ناظر و گروه 30 این است که بانک ها باید رویکرد کنش گرایانه (پویا و آینده نگر) اتخاذ کنند و برای چالش های مربوط به فرهنگ ریسک، مانند موارد زیر، آماده باشند:
حفظ یک دیدگاه جامع (کل نگر) نسبت به فرهنگ ریسک – اطمینان از این که فرهنگ ریسک به طور مؤثر و گسترده از طریق داشبوردهای اختصاص یافته پایش می شود، ابزاری کارآمد برای پایش و پیگیری چگونگی نهادینه شدن فرهنگ ریسک در داخل سازمان است.
سه خط مؤثر – تمرکز بیشتری بر نقش خط سوم در حسابرسی فرهنگ ریسک و مشارکت و نقش خط دوم در این زمینه وجود دارد.
امنیت روانی و عدم تحمل تبعیض –پیش نیاز ایجاد یک محیط کاری متنوع و فراگیر است؛ همچنین تضمین امنیت روانی در درون سازمان ضروری است تا اطمینان حاصل شود که هیچ مانعی برای کارکنان در بیان نگرانی ها، طرح پرسش ها یا به اشتراک گذاشتن نظرات شان وجود ندارد و تمایل برای اشتراک گذاری حوادث و یادگیری از اشتباهات گذشته وجود دارد.
حفظ شتاب در موضوعات فرهنگی و رفتاری – حفظ رویکردی صحیح و پایدار با اهداف و ارزیابی های بلندمدت اجتناب از رویکرد تیک زدن گزینه ها (نگاه چک لیستی، شکلی) در مسیر تحول فرهنگی فرهنگ ریسک ایستا نیست، بلکه یک سفر مداوم است که در آن الزامات انطباق پذیری با ریسک باید به طور مستمر با تکامل قوانین و چالش های جدید سازگار شوند. ابداع فرآیندهایی برای مواجهه یا چالش گسترده ی صنعت “چرخش افرادی با سوء رفتار در سوابق کاری قبلی به سمت هایی در بنگاه های جدید” – مقابله با افرادی که سوابق رفتاری نامطلوب دارند و از بانکی به بانک دیگر منتقل می شوند. در حالی که حسابرسی فرهنگ ریسک قبلاٌ قلمرو ناشناخته ای بود، اکنون تعداد رو به افزایشی از سازمان ها چارچوب های عملی را بر اساس راهنماهای نظارتی توسعه داده اند. با این حال، توجه به این نکته مهم است که هیچ راه حل یکسانی برای همه وجود ندارد، چندین چارچوب و رویکرد می تواند به انتظارات نظارتی پاسخ دهد.
2-1- پیاده سازی فرهنگ ریسک و نقش ها و مسئولیت ها در سه خط
با این فرض که پرورش یک فرهنگ ریسک قوی، مسئولیتی مشترک در سراسر سازمان است، این سه خط نقش های متمایز اما مرتبط با هم ایفا می کنند. در خط مقدم، هیأت مدیره و مدیریت ارشد با تأکید بر اهمیت فرهنگ ریسک و یکپارچه سازی آن در اهداف راهبردی سازمان، لحن و رویکرد کلان (الگوی رفتاری) را تعیین می کنند. آن ها اطمینان حاصل می کنند که ملاحظات فرهنگ ریسک در فرآیندهای تصمیم گیری در تمام سطوح گنجانده شود و در مورد تعیین سنجه ها و استانداردهایی که فرهنگ ریسک را ملموس و قابل اندازه گیری می کند، توافق می کنند. موضوع فرهنگ ریسک نباید به متخصصان ریسک (یعنی نقش های خط اول، دوم یا سوم) محدود شود. هر سه خط (واحدهای کسب و کار و پشتیبانی) مسئول اجرای شیوه های فرهنگ ریسک در حوزه های عملیاتی خاص خود و یکپارچه سازی اصول فرهنگ ریسک مانند آگاهی از ریسک و پاسخ گویی در فعالیت های روزانه هستند. اهمیت مدیریت ریسک صحیح، ارزش ها و اخلاقیات باید به طور منظم تبیین و ابلاغ شود و همه ی کارکنان باید آموزش منظمی در مورد اخلاقیات، مدیریت ریسک و چارچوب کنترل داخلی دریافت کنند. مدیران و کارمندانی که مستقیماٌ مسئول فعالیت های کسب و کار هستند، در خط اول قرار دارند. آن ها مسئول تشخیص، ارزیابی، پایش، اطلاع رسانی (گزارش دهی) و پاسخ به ریسک ها به عنوان بخشی از وظایف عملیاتی خود هستند. آن ها همچنین مسئول ارتقای فرهنگ آگاهی از ریسک در میان کارکنان خود هستند برای این که اطمینان یابند که کنترل ها در فرآیندهای کسب و کار روزمره یکپارچه سازی می شود و آن فعالیت ها از سیاست ها و دستورالعمل های تعیین شده پیروی می کند. نقش خط دوم می تواند در بین سازمان ها، متفاوت باشد. در برخی سازمان ها، این نقش مستلزم تدوین چارچوب فرهنگ ریسک توسط واحد تطبیق یا سایر واحدهای ریسک از طریق استانداردهای سیاست گذاری، است. در مقابل، در مجموعه هایی که روان شناسی سازمانی را به منظور ایجاد محیطی امن برای شکل دهی فرهنگ ریسک در اولویت قرار می دهند، خودداری از تدوین یک سیاست رسمی (دستوری) می تواند مفیدتر باشد. در این جا، یک مرکز تعالی مسئولیت تعریف استانداردها، سنجه ها و راهنماهای فرهنگ ریسک سازمان را می پذیرد.
اگر چه ممکن است خط دوم در این مورد یک سیاست فرهنگ ریسک را تشکیل ندهد، اما از شیوه های مدیریت ریسک سازگار و مؤثر در سرتاسر سازمان اطمینان می دهد و در نهایت به پرورش فرهنگ ریسک تاب آور کمک می کند. در نهایت، حسابرسی داخلی به عنوان خط سوم، فرهنگ ریسک غالب (حاکم) و اثربخشی فرهنگ ریسک در سراسر سازمان را به طور مستقل ارزیابی می کند.حسابرسی داخلی پیروی از استانداردهای تعیین شده را ارزیابی می کند و به هیأت مدیره و رهبری در مورد بلوغ کلی فرهنگ ریسک سازمان اطمینان بخشی ارائه می دهد استانداردهای انجمن حسابرسی داخلی به عنوان چارچوبی راهنما برای حسابرسان داخلی در ارزیابی کفایت و اثربخشی فرآیندهای مدیریت ریسک، از جمله استقرار فرهنگ ریسک سالم، عمل می کند. با توجه به محیط نظارتی و اهمیت فرهنگ ریسک در میان خطوط، بخش (2) نقش حسابرسی داخلی و چگونگی رویکرد تیم ها به حسابرسی فرهنگ ریسک را بررسی می کند.
2- حسابرسی فرهنگ ریسک
حسابرسی داخلی ممکن است هنگام ارزیابی فرهنگ ریسک با چالش های مختلفی روبرو شود و باید به بافت سازمانی، الزامات نظارتی و فرهنگ سازمانی غالب توجه دقیقی شود.
حسابرسی داخلی باید از فرهنگ/رفتارهای خود آگاه باشد و چگونگی تأثیر آن بر ادراک و قضاوت حسابرسان. مهم است که نسبت به این موضوع هشیار بماند تا اطمینان حاصل شود که ارزیابی های فرهنگ ریسک عینی و کامل باقی می مانند. در مورد داده های کیفی، حسابرسی داخلی باید از سوگیری های بالقوه ی ناشی از اطلاعات جمع آوری شده از واحدهای مورد حسابرسی (سوگیری های مربوط به فرهنگ ریسک خود آن ها، تجربیات گذشته وفعلی آن ها و عناصری که آن ها آماده افشای به خط سوم هستند) آگاه باشد. در سازمان هایی که به صورت ترکیبی (حضوری /دورکار) یا از راه دور کار می کنند، حسابرسان ممکن است تعاملات حضوری کم تری با واحد مورد حسابرسی داشته باشند. این امر ممکن است بر توانایی آن ها در درک شیوه های کاری، به ویژه در رابطه با جنبه های فرهنگ ریسک مانند ارتباطات، پویایی های تیم و نحوه تصمیم گیری، تأثیر بگذارد.
رویکرد حسابرسی و محیط نظارتی هر دو به طور قابل توجهی بر فرهنگ ریسک سازمان تأثیر می گذارند.برای نمونه، رتبه بندی (سنجش) آگاهی از ریسک، بر خلاف سایر عناصر فرهنگ ریسک، مانند میزان ترویج فرهنگ آگاه به ریسک و محیط ایمن توسط مدیریت از طریق آموزش، سبک رهبری، درس هایی که هنگام بروز مشکلات آموخته می شود و تشویق گفت و گوی آزاد در مورد ریسک ها و مسائل، می تواند توجه را به رفتارهای مرتبط با آگاهی از ریسک معطوف کند. مقررات (تنظیم گری) نیز می تواند فرهنگ ریسک را شکل دهد. به عنوان مثال، در بریتانیا، مقرراتی مانند چارچوب نظارتی بر مدیریت ارشد، به طور بنیادین صورت بندی پاسخ گویی در بخش بانکی بریتانیا را شکل داده است.
مطرح کردن مسائل مربوط به حسابرسی فرهنگ ریسک : مطرح کردن مسائل مربوط به فرهنگ ریسک ممکن است تفسیرپذیر، دشوار برای اثبات و پشتیبانی با معیارهای روشن باشد و در نتیجه، احتمال واکنش منفی ذی نفعان وجود دارد. صحت سنجی بستن یک مسئله ی حسابرسی فرهنگ ریسک (در مواردی که سازمان از رویکرد مطرح کردن مسائل حسابرسی پیروی می کند) ممکن است به طور خاص برای کمی سازی بر اساس یک چارچوب ریسک غیرمالی معمول، دشوار باشد. اقدام اصلاحی ممکن است بلندمدت باشد وتأیید اثربخشی هرگونه کار اصلاحی یا پایداری هرگونه تغییر فرهنگی دشوار باشد با این وجود، داشتن شفافیت و درک مشترک در مورد معیارهای بستن مسئله، برای بستن مسائل حسابرسی مهم خواهد بود. برخی از سازمان ها برای غلبه بر این چالش، مطرح کردن مستقیم موضوعات فرهنگ ریسک با هیأت مدیره، به جای مطرح کردن مستقیم مسائل حسابرسی فرهنگ ریسک در یک حسابرسی (فرآیند کامل حسابرسی با مستندسازی کامل) را انتخاب می کنند.
1-2-تعریف راهبرد حسابرسی برای پوشش فرهنگ ریسک
در حالی که هدف (کلان) نهایی در میان سه خط یکسان باقی می ماند، ظرافت های مشارکت و نحوه ی عمل ممکن است به منظور انعکاس مدل های سازمانی مختلف، تغییر کند. در نبود هنجارهای سخت، که با ناهمگونی انتظارات ناظرین و تفاوت های فرهنگی بین آن ها همراه شده، بانک ها در نحوه ی تدوین و مدیریت فرهنگ ریسک در سازمان خود تا حدودی آزادی عمل دارند. برخی رویکرد هنجاری را اتخاذ کرده اند، در حالی که برخی دیگر تصمیم گرفته اند بیشتر بر پاسخ گویی شخصی و استانداردهای رفتاری تمرکز کنند. هیچ رویکرد واحد و برتری وجود ندارد، بلکه طیفی از راه حل ها وجود دارد که در بهترین حالت می توانند مکمل یکدیگر باشند. رویکرد حسابرسی برای ارزیابی فرهنگ ریسک به مدل سازمانی اتخاذ شده و سطح فعالیت و مشارکت خطوط اول و دوم بستگی دارد. با این حال، نقطه ی شروع برای تعیین راهبرد حسابرسی پوشش فرهنگ ریسک، ارتباط باز و شفاف بین حسابرس داخلی و هیأت مدیره یا کمیته ی حسابرسی هیأت مدیره است. جنبه هایی که برای پوشش فرهنگ ریسک باید در نظر گرفته شوند شامل موارد زیر است:
ارزیابی جامع فرهنگ ریسک از طریق حسابرسی ممکن است به دلیل عناصر چندوجهی، آرمان گرایانه به نظر برسد. در عوض، واحدهای حسابرسی می توانند با بهره گیری از ابزارها و عناصر مختلفی که نقاط داده های کمی و مشاهدات کیفی را ترکیب می کنند، رویکرد بهتری به فرهنگ ریسک داشته باشند تا از منابع متعدد، بینش های زمینه ای به دست آورند. با اتخاذ یک رویکرد چند وجهی، واحدهای حسابرسی می توانند نقاط قوت و حوزه های قابل بهبود را بهتر تشخیص دهند. حوزه های تمرکز فرهنگ ریسک باید از طریق ارزیابی ریسک تعیین شود، چه در فرآیند خودارزیابی ریسک و کنترل یکپارچه سازی شده باشند یا به طور مستقل انجام شوند. هنگام تصمیم گیری در مورد برنامه ریزی و تعیین دامنه، حسابرسی می تواند مواردی را که ریسک فرهنگی بالاتری برای سازمان ایجاد می کنند، در اولویت قرار دهد. این حوزه ها می تواند شامل بخش هایی باشد که نیازمند تصمیم گیری های مکرر مبتنی بر ریسک است، حوزه های راهبردی و مناطقی که سوابق مسائل مهم دارند یا در معرض تغییرات قابل توجه قرار دارند. به عنوان خط سوم، حسابرسی داخلی باید در مورد ارزیابی های ریسک بخش ها که توسط خط دوم انجام می شود، اطمینان بخشی ارائه دهد. در حالی که برخی سازمان ها بر رویکرد سنتی تر تعریف و نظارت بر پای بندی به سیاست فرهنگ ریسک تمرکز می کنند، سایر سازمان ها رویکردی غیر سیاستی برگرفته از روان شناسی سازمانی را اتخاذ کرده اند. چنین رویکردی بر رفتارها و پایش مستمر شاخص هایی تأکید دارد که زیربنای (شکل دهنده) محرک های غیررسمی الگوهای رفتاری است. این امر می تواند بر روش شناسی و رویکرد حسابرسی، از جمله کاهش نیاز به گزارش همسویی با سیاست، تأثیر بگذارد. علاوه بر آن، این امر می تواند انعطاف پذیری بیشتری را در ارزیابی شاخص های مثبت یا منفی و تفاوت های فرهنگی فراهم کند. هر چه خطوط اول و دوم در ارزیابی و مدیریت فرهنگ ریسک مشارکت بیشتری داشته باشند، واحد حسابرسی در موقعیت بهتری برای ارزیابی مؤثر چشم انداز فرهنگ ریسک سازمان قرار می گیرد و از بینش ها و دیدگاه های هر دو خط بهره برداری کرده و آن ها را به کار می گیرد.
استقرار سنجه ها و استانداردهای بلوغ فرهنگ ریسک در سطح سازمان، واحد حسابرسی را توانمند می سازد تا بینش های عمیقی ارائه دهد که با اهداف راهبردی سازمان همسو باشد و در عین حال یکپارچگی (همسانی) و قابلیت مقایسه را نیز ارتقا دهد. بدون چنین سنجه های استانداردی، تفسیرهای محلی از این که چه چیزی فرهنگ ریسک قوی محسوب می شود، ممکن است بسیار متفاوت باشد و فرآیند دستیابی به اجماع یا واحدهای تجاری مشمول ارزیابی را پیچیده کند. مزیت استفاده از مدل بلوغ این است که مبنایی مورد توافق فراهم می کن تا بتوان وضعیت فعلی فرهنگ ریسک سازمان ها (یا واحد خاص) را بر اساس آن سنجید و بدین وسیله نقاط قابل بهبود را تشخیص داد به طوری که نقشه راهی برای حرکت به سطح پیشرفته تر بلوغ فرهنگ ریسک در آینده بتوان تدوین کرد. فرهنگ ریسک باید به عنوان بخشی از چارچوب گسترده تر انگیزشی، در نظام جبران خدمات گنجانده شود. گنجاندن فرهنگ ریسک در نظام جبران خدمات، عامل مهمی است که بر گزارش حسابرسی در مورد فرهنگ ریسک تأثیر می گذارد. در حالی که برخی سازمان ها عوامل عملکردی فرهنگ ریسک را در جبران خدمات متغیر لحاظ می کنند، برخی دیگر به رویکرد متعارف تری مبنی بر لحاظ کردن عملکرد مدیریت ریسک پایبند هستند. این تغییر می تواند بر ساختار گزارش های حسابرسی و لزوم گنجاندن رتبه بندی حسابرسی فرهنگ ریسک خاص و نیاز بعدی به پیگیری مسائل تأثیر بگذارد. در مواردی که حسابرسی داخلی، رویکرد کنترل مدیریتی را به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از حسابرسی های خود ارزیابی می کند، خروجی تجمیع شده این ارزیابی ها می تواند به عنوان مبنایی برای درک چگونگی عملکرد جمعی مدیریت در مواجهه با ریسک ها عمل کند. این رویکرد حسابرسی، همچنین از نتیجه گیری ها در مورد فرهنگ کلی ریسک، چه وجود خرده فرهنگ ها و چه انحراف واحدهای تجاری یا انتفاعی خاص از فرهنگ ریسک سازمانی عمومی، بیان شده یا مطلوب، پشتیبانی می کند.
2-2- انتخاب نوع مناسب قرارداد حسابرسی
بسته به مدل فرهنگ ریسک سازمانی، رویکردهای مختلفی را می توان در طول حسابرسی در نظر گرفت. راهبرد حسابرسی سالانه ممکن است شامل ترکیبی از انواع حسابرسی های زیر باشد. حسابرسی از بالا به پایین، دامنه ی این حسابرسی صرفاٌ به ارزیابی کیفیت فرهنگ ریسک و اثربخشی چارچوب فرهنگ ریسک اختصاص دارد. این نوع حسابرسی، یک دیدگاه موضوعی نسبت به کل سازمان یا واحد کسب و کار یا انتفاعی خاص اتخاذ می کند تا ارزیابی کند چارچوب مدیریت فرهنگ ریسک چگونه طراحی، پیاده سازی و در کسب و کار نهادینه شده است. حسابرسی های هدفمند که محرک های رسمی فرهنگ ریسک را پوشش می دهند، دامنه ی این حسابرسی شامل ارزیابی اثربخشی محرک ها (ساختارها)ی فرهنگ ریسک از جمله حوزه هایی مانند مشوق ها، راهبری شرکتی، سیاست ها، آیین نامه ی رفتاری و اشتهای ریسک است. باز هم، این نوع حسابرسی می تواند موضوعی در سراسر سازمان باشد یا یک واحد کسب و کار را هدف قرار دهد تا ارزیابی کند که چگونه محرک های رسمی برای هدایت رفتارهای صحیح طراحی، اجرا و نهادینه شده است. حسابرسی هدفمند فعالیت های پرریسک، برای مثال، طراحی محصول یا شیوه های فروش . این حسابرسی ممکن است شامل پوشش سایر ریسک ها و کنترل ها باشد، اما تمرکز و آزمون بیشتری برای ارزیابی میزان درک و توانایی کارکنان در تشخیص ریسک فرهنگ در فرآیندهای روزمره خود و چگونگی اطمینان مدیریت از این که فرهنگ ریسک به طور مؤثر مدیریت می شود، خواهد داشت. ارزیابی اختصاصی ریسک رفتاری، این شامل ارزیابی رفتارهایی است که ممکن است منجر به ریسک شوند، از جمله محرک های بنیادین آن ها. ارزیابی های رفتاری اغلب شامل جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها، انجام مصاحبه ها و نظر سنجی ها، شرکت در جلسه به عنوان ناظر خاموش و استفاده از چارچوب های روان شناختی برای درک رفتارهای انسانی در بستر مدیریت ریسک است. ارزیابی های فرهنگ ریسک در حسابرسی های روزانه یکپارچه سازی می شوند، حسابرسی یکپارچه ممکن است رایج ترین سناریو در ارزیابی فرهنگ ریسک باشد. در این نوع حسابرسی، ارزیابی فرهنگ ریسک، مانند سایر ریسک ها، به طور سیستماتیک در دامنه ی حسابرسی گنجانده می شود. هدف، بررسی شاخص های رفتاری و سایر شاخص ها، مانند زیان های عملیاتی، مربوط به فرآیندها و فعالیت های درون دامنه، و سپس شکل گیری دیدگاهی در مورد آنچه آن ها در مورد فرهنگ ریسک پیشنهاد می کنند، است. ممکن است علاقه ی خاصی به گنجاندن ارزیابی فرهنگ ریسک در حسابرسی های پروژه وجود داشته باشد تا درک بهتری از فرآیندها و چارچوب های جدید ارائه شود. رویکرد یکپارچه معمولاٌ با استفاده از یک پرسش نامه یا معیارهای ارزیابی که به صورت متمرکز تدوین شده اند، هماهنگ و پشتیبانی می شود تا بتوان از این طریق در مورد ارزیابی بلوغ فرهنگ ریسک نتیجه گیری کرد. این امر دستیابی به سطحی از ثبات رویه وقابلیت مقایسه در کار انجام شده را فراهم می کند. رویکردهای حسابرسی فوق باید با پایش مستمر از طریق رهگیری منظم معیارها و شاخص های کلیدی رفتارها تکمیل شوند. با پایش این سنجه ها، حسابرسان می توانند علائم هشدار دهنده مشکلات بالقوه در فرهنگ و رفتار ریسک را تشخیص داده و نقاط ضعف را برطرف کنند.
3-2- جمع آوری و ارزیابی اطلاعات و داده های فرهنگ ریسک
بر حسب دامنه ی تفصیلی، عوامل متعددی ممکن است برای شکل دهی به دیدگاهی در مورد بلوغ مدیریت فرهنگ ریسک ارزیابی شوند. ما مثال های زیر را که توسط ابعاد کلیدی فرهنگ ریسک بانک مرکزی اروپا سازماندهی شده، در نظر می گیریم:
لحن مدیریت و ارتباطات، نمونه هایی از حوزه های ارزیابی شده می تواند شامل ارزیابی ارتباط مدیریت ارشد یا کارکنان با هدف ترویج فرهنگ ریسک و ارزیابی اثربخشی نهادهای مدیریتی باشد. بسیاری از واحدهای حسابرسی از تحلیل متن ها، نظرسنجی ها و مصاحبه ها و پژوهش های اسنادی برای ارزیابی میزان گنجانده شدن پیام های مرتبط با ریسک در ارتباطات رسمی و جلسات کمیته ها استفاده می کنند. اثربخشی نهادهای مدیریتی می تواند شامل ارزیابی ظرفیت واحد ریسک برای به چالش کشیدن تصمیمات، توانایی آن ها در اعلام هشدار نسبت به نگرانی ها و پیگیری یافته ها باشد. مشوق ها (نظام های انگیزشی)، نمونه هایی از حوزه های ارزیابی شده می تواند شامل ارزیابی شاخص های کلیدی عملکرد بر اساس اشتهای ریسک بانک، گنجاندن فرهنگ ریسک در مدیریت عملکرد و ارزیابی جبران خدمات ثابت و متغیر جهت تایید همسویی آن ها با ریسک پذیری محتاطانه باشد. برخی از ابزارهای استفاده شده برای ارزیابی نحوه ی تعیین کلی شاخص های کلیدی عملکرد شامل بررسی اسنادی از فرآیند تعیین شاخص های کلیدی عملکرد برای گنجاندن فرهنگ ریسک در آن ها و آزمایش نمونه ای از شاخص های عملکرد تیمی و فردی است. ارزیابی مشوق ها با استفاده از تحلیل داده ها می تواند به شناسایی ملاحظه مناسب شاخص های عملکرد مالی و غیرمالی یا هرگونه سوگیری ساختاری در نحوه اعطای پاداش به کارکنان بر اساس جنسیت یا سایر ویژگی های غیر مرتبط با عملکرد، کمک کند.
پاسخ گویی و مالکیت ریسک، نمونه هایی از حوزه های ارزیابی شده می تواند شامل چارچوب راهبری فرهنگ ریسک، معیارهای ارزیابی بلوغ فرهنگ ریسک، فرآیندهای تصمیم گیری سازمان و گزارش دهی و نظارت بر ریسک ها باشد. به عنوان مثال، حسابرسی می تواند کفایت و اثربخشی چارچوب راهبری و معیارهای بلوغ مورد استفاده برای پایش و مدیریت فرهنگ ریسک، از جمله تعریف نقش ها و مسئولیت ها و شاخص های عملکرد و اصلاح مسائل را ارزیابی کند. فرآیندهای تصمیم گیری سازمان می تواند شامل ارزیابی همسویی با اشتهای ریسک و پایش محدودیت ها باشد. این تحلیل می تواند شامل بررسی اسنادی جریان های تصمیم گیری، صورتجلسات و مستندات راهبری و همچنین مصاحبه با مدیریت ارشد باشد. رویکرد گزارش دهی و نظارت می تواند شامل ارزیابی وضوح نقش ها و مسئولیت ها برای نظارت، سازو کارهای گزارش دهی و ترکیب اطلاعات مدیریتی برای دیدگاه جامع از ریسک ها باشد.
1-3-2- سنجه ها / شاخص های فرهنگ ریسک
سنجه ها و نقاط داده (اقلام اطلاعاتی) مختلف، ممکن است در اجرای حسابرسی های فرهنگ ریسک استفاده شوند. هر نوع آن می تواند به درک جامعی از فرهنگ ریسک کمک کند و شامل موارد زیر است:
|
داده های کمی |
الگوبرداری |
|
داده های کیفی |
نظرسنجی های کارمندان |
داده های کمی، سنجه ها، داده های عینی و قابل اندازه گیری فراهم می کنند که به حسابرسان اجازه می دهد جنبه های مختلف شیوه های مدیریت ریسک را به صورت کمی بیان کنند. برخی از شاخص های رایج استفاده شده شامل تعداد موارد نقض اشتهای ریسک، حوادث، نرخ های جابه جایی داوطلبانه ی کارکنان (ترک خدمت)، دوره های آموزش تکمیل شده، درس های آموخته شده تکمیل شده و تعداد یافته های حسابرسی در مقابل مسائلی که خود واحدها شناسایی و گزارش کردند (شاخص خوداظهاری مشکلات).
الگوبرداری (بهینه کاوی)، سنجه ها و شاخص ها ممکن است از طریق مقایسه ی شیوه ها، سیاست ها و روش های مدیریت فرهنگ ریسک سازمان با سایر سازمان ها، با هدف اصلی شناسایی نقاط قابل بهبود، اتخاذ بهترین شیوه ها و تقویت فرهنگ ریسک در درون سازمان است. داده های کیفی، شاخص های کیفی ابزارهای مفیدی برای درک رفتارها و نگرش های بنیادین در رابطه با مدیریت ریسک هستند و شامل مشارکت در مجامع راهبری شرکتی، مصاحبه یا مدیریت، تحلیل مستندات (از جمله دستورالعمل های سیاست گذاری، مطالب آموزشی و مکاتبات)، مطالعه ی موردی حوادث و رویدادها و ریشه یابی (تحلیل علت ریشه ای) مسائل مربوط به ریسک می شوند، اما محدود به این موارد نیستند. همچنین بازنگری سوابق حوادث مرتبط با رفتار، نتایج حسابرسی های ویژه یا قضایی (دادگاهی)، از جمله گزارش های افشاگرانه (سوت زنی) و توصیه های نظارتی برای ارزیابی پاسخ مدیریت، می تواند سودمند باشد. علاوه بر این، بررسی پاسخ واحدهای انتفاعی به توصیه های حسابرسی باز (معوق) می تواند مفید باشد.
نظرسنجی های کارمندان، نظرسنجی های سازمانی معمولاٌ با هدف درک نگرش (باورهای ذهنی) کارکنان در زمینه ی جنبه های کلیدی فرهنگ ریسک مانند وضوح نقش ها و مسئولیت ها در قبال مدیریت ریسک و ظرفیت انجام آن، همسویی بین هدف و ارزش های سازمان، ادراک کارکنان از لحن مدیریت (یعنی آنچه کارکنان دریافت می کنند و نه آنچه مدیریت ارسال می کند)، وضوح پیام های اشتهای ریسک، مشوق های همسو با هدف و اشتهای سازمانی و غیره استفاده می شود. فرهنگ ریسک، به دلیل ماهیت ظریف، دقیق و چندوجهی خود، نمی تواند با شاخص های مطلق (قطعی) اندازه گیری شود. مشاهدات مربوط به بلوغ فرهنگ ریسک را می توان از طریق تحلیل چند جانبه (سه سویه سازی) منابع داده ای متعدد، در کنار در نظر گرفتن زمینه ی فرهنگی بومی، برای درک سطح بلوغ فرهنگ ریسک استخراج کرد.
4-2- گزارشگری و رتبه بندی نتایج حسابرسی
گزارشگری در مورد مشاهدات فرهنگی به ویژه از این منظر چالش برانگیز است که نباید به گونه ای ارائه شود که تحریک آمیز یا مطلق گرایانه به نظر برسد. اظهارات در مورد فرهنگ ریسک می تواند تفسیرپذیر باشد که منجر به مقاومت ذی نفعان شود. گزارشگری حسابرسی در مورد نقاط بهبود فرهنگ ریسک، نیازمند رویکردی ظریف است که تحلیل عینی را با بازخورد سازنده متوازن سازد. دوگانه (چالش) اصلی که بسیاری از واحدهای حسابرسی با آن مواجه هستند، این است که آیا رتبه بندی ها /نتایج فرهنگ ریسک باید در گزارش های حسابرسی افشا شوند. در حالی که مزایای افشای رتبه بندی ها شامل شفافیت و پاسخ گویی است، پیامدهای ناخواسته آن ممکن است شامل مقاومت در برابر بازخورد و تأکید بیش از حد بر سنجه ها باشد. برخی سازمان ها تصمیم می گیرند که یک رتبه بندی فرهنگ به کار حسابرسی اختصاص دهند، در حالی که سازمان های دیگر از ابلاغ مستقیم رتبه بندی فرهنگ ریسک خودداری می کنند و در عوض آن را به عنوان بخشی از گزارش تلفیقی (تجمیعی) فرهنگ ریسک به هیأت مدیره گزارش می دهند. رویکرد انتخاب شده باید با توافق هیأت مدیره و مدیریت ارشد و با در نظر گرفتن عواملی مانند ساختارهای راهبری و گزارشگری موجود و فرهنگ سازمانی تعیین شود.
پیگیری مسائل و پاسخ های (اقدامات) مدیریت:
پی گیری مسئله ی فرهنگ ریسک و پاسخ های مدیریت شامل پرداختن به علل رفتاری مسائل ریسک حسابرسی است. بنابراین، بسیاری از اقدامات فرهنگ ریسک ممکن است در فرآیندهای پیگیری مسئله یکپارچه شوند. به عنوان یک بدیل ، سازمان ها ممکن است تصمیم بگیرند که پایش متمرکز جداگانه ای از اقدامات بهبود فرهنگ ریسک، مثلاٌ از طریق یک مرکز تعالی فرهنگ ریسک، اجرا کنند. در نهایت، موفقیت طرح های بهبود فرهنگ ریسک ممکن است بلافاصله در شاخص های فرهنگ ریسک نمایان نشود و معمولاٌ فقط با گذشت زمان قابل مشاهده است. برای نمونه، پیاده سازی فرآیند ارزیابی ریسک جدید ممکن است در ابتدا به زمان و منابع قابل توجهی برای اجرا نیاز داشته باشد. بدون اینکه نتایج فوری در کاهش حوادث یا زیان های ریسک داشته باشد. اگر چه نتایج ممکن است فوری نباشند، اما به دلیل آشنایی بیشتر کارکنان با این فرآیند، ممکن است تغییری در طرز فکر آن ها در مورد آگاهی از ریسک و کاهش آن ایجاد شود. با گذشت زمان، این امر می تواند به کاهش رفتارهای پرریسک یا بهتر در نظر گرفتن ریسک ها منجر شود که در نهایت منجر به حوادث کم تر می شود. آثار چنین طرح هایی تنها در درازمدت در سازمان قابل مشاهده است.
نتیجه گیری
الدرسون (بانک مرکزی اروپا، 2023) در سخنرانی خوداظهار داشت که “نظارت بر رفتار و فرهنگ، نشان دهنده ی تغییر به سمت اعمال قضاوت نظارتی است. این امر به ناظرین قدرت می دهد که فراتر از اعدادرا کاوش کنند و جریان های اغلب نادیده ای را که محرک رفتار و تصمیمات است، زیر سوال ببرند”
در این محیط ریسک پیچیده و غیرقابل پیش بینی، ضروری است که واحدهای حسابرسی به منظور اجتناب از وقوع مجدد رویدادهایی که به صنعت آسیب رسانده است، از جمله بحران مالی، بر روی مواجهه (برخورد فعال و اصلاحی) با فرهنگ ریسک کار کنند. حسابرسی فرهنگ ریسک، مسیری پویا است که باید در قالب زمینه ی منحصر به فرد هر سازمان درک شود. حسابرسان، جزء جدایی ناپذیر سازمان هستند، ناگزیر، سوگیری ها و تأثیرات خود را به همراه دارند و حسابرسی فرهنگ را چالش برانگیز می کنند، با این حال، آن ها می توانند از طریق نحوه ی تعامل خود در درون سازمان، بر فرهنگ ریسک نیز تأثیر بگذارند. بنابراین، در ساختار واحد حسابرسی، ضروری است که این مسیر از یک نقطه شروع مشترک آغاز شود تا اطمینان حاصل شود که همه افراد در مسیر بلوغ (تکامل حرفه ای) همراه و همسو هستند. این فرآیند مستلزم انطباق مستمر رویکردها در بلندمدت است. بسیار حیاتی است که تأکید شود که هیچ راه حل یکسانی برای همه (نسخه ی واحد) به منظور حسابرسی فرهنگ ریسک وجود ندارد، زیرا تاریخچه، مسیر طی شده و بافت فرهنگی هر سازمان متفاوت است. در حالی که سازمان ها و مقررات به تکامل خود ادامه می دهند، ناظر (مقررات گذار) نیز نقش مهمی در تعریف رویکرد برای حسابرسی فرهنگ ایفا می کند. استانداردها و راهنماهای نظارتی همچنین پارامترهایی را شکل می دهند که حسابرسی ها در چارچوب آن ها انجام می شوند، این موارد بر روش شناسی و انتظارات از نقش واحد حسابرسی تأثیر می گذارند.
برای دانلود روی تصویر زیر کلیک نمایید :














